تورکمن صحرارویدادها

۵ اکتبر، (۱۳ مهرماه) روز جهانی معلم؛ بیاد معلمان جانباز تورکمن آبایی و مختوم!

بی شک معلمان در کنار دانش آموزان از ارکان اصلی نظام آموزشی هستند. نظام آموزشی که اگر مبتنی بر یک محتوای انسان محور باشد می تواند در ساختن جامعه ای بهترموثر باشد و جامعه بهتر با نیروی انسانی خلاق و جویا مهیا می شود. برای شکوفایی استعداد و ظرفیت های وجودی نیروهای بالقوهٔ فرزندان این مرز و بوم و پرورش و تربیت شهروندان خوب، جامعه نیازمند آن است که بهترین مکان ها، مدرسه و توانمندترین افراد، معلم شوند. این امر در صورتی میسر می شود که جایگاه شغلی معلم بالا و منزلت اجتماعی از آن او باشد. 

   یونسکو،شاخه‌ی آموزشی،علمی وفرهنگی سازمان ملل بخاطر اهمیت نقش معلم در ساختار جامعه،۵ اکتبر مصادف با ۱۳ مهر را  روزجهانی‌ معلم نامیده است.


1- آبا آبایی

شاملو شعر معروفی دارد به نام «از زخم قلب آبایی» شعری كه بسیاری از خوانندگان آن اطلاع ندارند كه اتفاقی واقعی پس پشت این شعر خوابیده است و اندكی هم كه می دانند این شعر متاثر از اتفاقی واقعی در تركمن صحرا نوشته شده از جزییات آن را اطلاعی ندارند. پیام گرگان، یكی از نشریات چاپ شده در گرگان در زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت اطلاعات كاملی را در این مورد به چاپ رسانده است. مطلبی كه در زیر می خوانید متن كامل و بدون تصحیح گزارش آن موقع هفته نامه پیام گرگان است. جدای از اطلاعات آن گزارش، لحن و نحوه بیان پروپا گاندی پیام گرگان هم جالب توجه و برای امروز عجیب است. لحن و زبان نگارش این گزارش از قواعد روزنامه نگاری فاصله دارد اما چاپ آن خالی از لطف هم نیست. لازم به ذكر است كه برای یادآوری شعر شاملو هم در كنار گزارش به چاپ رسیده است.

پیام گرگان شنبه 25 مرداد 1331 هفتمین سال شهادت اباابایی فرزند قهرمان خلق تركمن روز 23 مرداد را مبارزان ضد استعمار تركمن هرگز از یاد نخواهند برد شهریور 1320 صفحه جدیدی در برابر مردم ایران و من جمله ملت تركمن گشود رضاخان بعد از ارتكاب جنایات فراوان و مكیدن خون دهقانان تركمن گرگان، مازندران و غیره و غارت آخرین هستی آنان مفتضحانه فرار كرد. پایه های نهضت ضد استعماری ایران بوسیله روشنفكران و كارگرانیكه در شرایط خفقان آور قبل از شهریور دربند بودند گذاشته شد. از همان آغاز فعالیت نهضت ضد استعماری ایران در تركمن صحرا نیز گروه گروه از دهقانان، صیادان پیشه وران و روشنكفرانیكه سالها در قید حكومت بیست ساله رنج برده بودند در صف نهضت ضد استعماری جای گرفتند. اباابایی مبارز دلیر تركمن نیز یكی از آنها بود. ابا ابائی فرزند قربان قلیچ درسال 1300 شمسی در یكی از خانواده های متوسط تركمن بدنیا آمد و تحصیلات ابتدائی خود را در دبستان ابتدائی گمش تپه بپایان رسانیده سپس برای ادامه تحصیل وارد هنرستان شاهپور بندرشاه شد اما یك سال بعد بواسطه انحلال هنرستان مزبور باتفاق سایر رفقای خود وارد دبیرستان ایرانشهر گرگان گردید و در سال 1320 موفق باخذ گواهینامه دوره اول متوسطه گردیده و داخل دانشسرای مقدماتی جدید التاسیس گرگان شد. در سال 1320 موفقیت به گرفتن گواهینامه نائل و از شهریور ماه همانسال با رتبه 2 به آموزش و پرورش نوباوگان تركمن مشغول شد. آبا آبایی ضمن آنكه با دلسوزی تمام حرفه آموزگاری را انجام می داد و در تربیت كودكان كوشش می كرد از فعالیت های اجتماعی و آزدیخواهانه نیز حتی یكدم غافل نبود. او آرزومند بود كه خلق تركمن زنجیرهای ستم را بگسلد و سرنوشت خویش را به دست گیرد، او می خواست تمام فرزندان و جوانان تركمن از نعمت آزادی و فرهنگ برخوردار گردند و بدون بیم از فقر و رنج در راه یك زندگی شاد و آسوده گام بردارند؛ او خلق تركمن را دوست می داشت و خود را برای آنان می خواست . ولی آبا آبایی كه هر روز چهره های رنجیده فرزندان خردسال تركمن را بر روی نیمكت های درس مشاهده می كرد و آثار فقر و محرومیت را درچهره هزاران كودك دیگر كه به مدرسه راه نداشتند، می خواند، می دانست كه جز با مبارزه علیه پاسداران ظلم و جور و حامیان فقر و جهل نمی توان راه رهایی را بر روی خلق تركمن گشود. آبا آبایی مسببین تیره روزی تركمن، و دشمنان ملت ایران را در وجود استعمارگران بیگانه و هیات حاكمه فاسد خوب شناخته بود و به همین علت مبارزه با این اهریمنان كینه توز را نخستین وظیفه خود قرار داده بود و با پیوستن به نهضت ضد استعماری خلق ایران این وظیفه را به انجام می رساند. آبا آبایی دشمن سر سخت استعمار و ارتجاع بود و به همین دلیل مورد بغض و كینه دشمنان خلق قرار گرفته بود. در شب 23 مرداد سال 25 هنگامی كه هنرمندان محبوب خلق تركمن می خواستند نمایشنامه ای راكه قبلا پروانه نمایش آن از طرف مقامات مربوطه صادر شده بود، بر روی صحنه بیاورند. قوای پلیس و مرزبانی متفقا به مردم یورش آوردند. كلوپ به وسیله قداره بندان نظامی و پلیس محاصره شد ولی مردمی كه برای تشویق از هنرمندان محبوب خود گرد آمده بودند از تهدیدات پلیس نهراسیدند و در برابر حمله پلیس ایستادگی كردند عاقبت قلدران دست به اسلحه بردند و تماشاچیان را به گلوله بستند. آبا آبایی كه در برابر قوای اهریمنی پلیس مقاومت می كرد مورد اصابت گلوله واقع شد و استخوان ران او متلاشی گردید آموزگار شرافتمند و مبارز خلق تركمن به خاك افتاد و خشم و نفرت مردم برانگیخته شد. او را به سوی گرگان بردند ولی قبل از آنكه به گرگان برسد در آغوش پدر رنج دیده اش جان داد…. مردم تركمن با چشم خود دیدند همان ژاندارمها و پلیس هایی كه سر نیزه هایشان برای حفظ تسلط شوم غارتگران و املاكچی ها سینه دهقانان را سوراخ می كرد؛ آبا آبایی آموزگار شرافتمند و انساندوست را با گلوله به خاك و خون در غلطاندند. آبا آبایی را كشتند زیرا او تسلیم زور نمی شد، وظیفه خود را با شرافت انجام می داد و برای رهایی خلق تركمن و دریدن پرده های جهل و خرافات مبارزه می كرد. آبا آبایی را كشتند ولی مبارزه مردم تركمن متوقف نشد، مبارزان ضد استعمار مردم تركمن به خون آبا آبایی سوگند خوردند كه آرمان او را با سرسختی تمام دنبال كنند و انتقام خون او و همه شهیدان راه آزادی را باز ستانند. خلق تركمن مبارزه خود را با قاتلین آبا آبایی؛ یعنی همان هایی كه زندگی را از مردم تركمن گرفته و فقر و جهل برای آنها آورده اند، با شدت مبارزه می كند. افتخار بر شهید قهرمان آبا آبایی‌! پیروز باد مبارزه رهایی بخش ملت تركمن در راه صلح، آزادی و ترد غارتگران!

از زخم قلب «آبایی» دختران دشت! دختران انتظار! دختران امید تنگ در دشت بی كران، وآرزوهای بیكران در خلق های تنگ! دختران خیال آلاچیق نو درآلاچیق هائی كه صد سال! از زره جامه تان اگر بشكوفید باد دیوانه یال بلند اسب تمنا را آشفته كرد خواهد… دختران رود گل آلود! دختران هزار ستون شعله به طاق بلند دود! دختران عاشق های دور روز سكوت و كار شب های خستگی! دختران روز بی خستگی دویدن، شب سرشكستگی ! در باغ راز و خلوت مرد كدام عشق در رقص راهبانه شكرانه كدام آتش زدای كام بازوان فواره یی تان را خواهید برفراشت افسوس موها، نگاه ها به عبث عطر لغات شاعر را تاریك می كنند. دختران رفت و آمد در دشت مه زده! دختران شرم شبنم افتادگی رمه!- از زخم قلب آبائی در سینه كدام شما خون چكیده است؟ پستانتان، كدام شما گل داده در بهار بلوغش؟ لب هایتان كدام شما لب هایتان كدام -بگویید! در كام او شكفته، نهان، عطر بوسه یی؟ شب های تار نم نم باران-كه نیست كار- اكنون كدام یك ز شما بیدار می مانید در بستر خشونت نومیدی در بستر فشرده دلتنگی در بستر تفكر پر درد رازتان تا یاد آن- كه خشم و جسارت بود بدرخشاند تا دیرگاه، شعله آتش را در چشم بازتان؟ بین شما كدام -بگویید !- بین شما كدام صیقل می دهید سلاح آبائی را برای روز انتقام؟ احمد شاملو – تركمن صحرا-اوبه ی سفلی

2- حکیم مختوم

حکیم در یک خانواده زحمتکش ترکمن در گنبدکاوس متولدشد. از اوان کودکی با فقر و محرومیت دست به گریبان بود و مرارتهای زندگی دردآلود زحمتکشان را با اعماق وجودش لمس میکرد. ولی علیرغم این مشکلات با جدیت و پشتکار درس خواند و علاوه بر فراگیری دروس مدرسه، تا جایی که برایش امکان داشت به مطالعه کتابهایی با مضامین اجتماعی- انقلابی میپرداخت.

 او از  دوران کودکی شاهد ستمهای وحشیانه ای بود که کارگزاران و دست نشاندگان رژیم شاهی برخلق محروم و ستمدیده ترکمن روا می داشت. از اين رو خشم و نفرت وی نسبت به نظا م ستمشاهی روز بروز افزایش می یافت و در دل جوانش آتش مبارزه بر علیه این رژیم ضدبشری وابسته به امپریالیسم جهانی بیش از پیش شعله ورتر می گشت و در قلب پر امیدش آرزوی بزرگ رهایی محرومان و زحمتکشان از چنگال ظلم و بی عدالتی ریشه می بست.

حکیم پس از گرفتن دیپلم متوسطه و سپری ساختن دوره سربازی در سپاهی دانش، در آموزش و پرورش گنبد استخدام گردید و در یکی از روستا های شرق این شهر به کار معلمی مشغول شد. از آنجایی که با درد محرومیان و زحمتکشان از نزدیک آشنا بود خیلی زود با زحمتکشان روستایی که درآ ن بکار معلمی اشتغال داشت اخت شد و با آنان رابطه ای نزدیک و صمیمی برقرار نمود . زبان حکیم زبان انسان زحمتکش بود و برای دهقانان غارت شده ترکمن صحرا زبانی دلچسب وقابل اعتماد بود. ازاین رو با وجود اینکه در منطقه، جو رعب و اختناق شدید حاکم بود و کوچکترین اعتراض نسبت به نظام موجود بطرز وحشیانه ای سرکوب می گردید، زحمتکشان روستا خیلی راحت با او درد دل می کردند و مسائلشان را با و در میان می گذاشتند.

حکیم در روستا با فلاکتهای زندگی پر رنج روستائیان محروم و عقب نگهداشته شده ترکمن دقيق تر و عمیقتر آشنا شد و در وجودش شعله های مبارزه بر علیه نظا می که سرمنشاء همه این بدبختیها بود،گر متر و پرسوزتر زبانه می کشید.

مختوم، با اوجگیری جنبش انقلابی علیه رژیم امریکایی شاه خائن، بلافاصله به جنبش پیوست و همراه و همدوش با سایر جوانان انقلابی منطقه جان برگرفت و به مبارزه پرداخت. او در کنار قهرمان ملی خلق ترکمن توماج و سایر همرزمامش در ستاد مرکزی شوراهای ترکمن صحرا در سازماندهی مبازره زحمتکشان منطقه نقشی برجسته داشت و در جهت تحقق اهداف انقلابی ستاد و کانون لحظه ای از تلاش باز نایستاد. او مبارزی خستگی ناپذیر و یاور و غمخوار محرومان و ستمدیدگان و دشمن آشتی ناپذیر ظلم و بی عدالتی بود.

 دشمنان قسم خورده مردم و انقلاب، دشمنان کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن و ستاد مرکزی شورا های ترکمن صحرا پیوسته در اندیشه انتقام ازخلق بپاخاسته ترکمن که همدوش با زحمتکشان ساير خلقهای ایران علیه ارتجاع و امپریالیسم مبارزه می کردند، بودند و برای نابودی فرزندان انقلابی این خلق نقشه ها ی كثيف وخائنانه می کشیدند.

همزمان با اولین سالگرد انقلاب، مرتجعین سیاه دل جمهوری اسلامی با همدستی زمینداران بزرگ دیگر ترکمن نقشه تلخ و دردناکی را تدارک دیدند. در ۲۹بهمن سال ۵۷ حکیم را بهمراه یارانش توماج، واحدی و جرجانی مخفیانه و بدون محاکمه اعدام کرده اجساد تیرباران شده این گوهران صحرای داغدیده ترکمن را بزدلانه در بیابان انداختند. این جنایت وحشیانه بدستور شخص خمینی، در رژیمی بغایت ارتجاعی و ضدبشری جمهوری اسلامی انجام گرفت و بدین ترتیب خون پاک این فرزندان وفادار خلق بر كارنامه سراسر ننگ و جنایت رژیم جمهوری اسلامی جاری گشت و داغ ننگ دیگری بر پیشانی ننگین خمینی جلاد و رژیم اش فزود.

خبراین جنایت ننگین در سراسر ایران توسط نیروهای انقلابی منتشر شد و بدنبال آن بانگ اعتراض خشماگین مردم در تمامی کشور طنین انداخت. زحمتکشان قهرمان ایران بویژه در کردستان، تهران، تبریز، بندرترکمن، گنبد و غیره طی تظاهرات و راهپیمائیهای عظیم، خشم و نفرت خود را نسبت به این جنایت خائنانه اعلام داشته، مصرانه خواستار دستگیری و مجازات عاملین آن شدند.

خلق زجر دیده ترکمن باشرکت گسترده دهها هزار نفری خود در مراسم تدفین  و نیز در مراسم چهلم توما ج، مختوم و یارانشان اتحاد خویش را با آرمان والا و راه پرافتخار فرزندان انقلابی خود به نمایش گذاشته مشت محکمی بر دهان یاوه سرایان و حکام خائن وبيشرم جمهوری کوبیدند.

 اینک همرزمان حکیم در ترکمن صحرا و سایر نقاط ایران همچنان همراه با مردم مبارز و قهرمان ایران با عزمی راسخ و ایمانی استوار پرچم مبارزه را برافراشته نگهداشته، مصمم تر از هر زمان دیگر به نبرد انقلابی خویش در راه سرنگونی جمهوری اسلامی و رهایی خلقهای ایران و بی عدالتی ادامه می دهند. مختوم در 29 بهمن 1358 توسط جمهوری اسلامی ترور گردید.

در گرامیداشت حکیم تظاهر کنندگان یکصدا شعار می دادند:

حکیم معلم ماست، راه حکیم راه ماست!

گرامی باد یاد و خاطره فرزند قهرمان خلق ترکمن، معلم شهید حکیم مختوم!


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن