احزاب و جمعیت هااخبار ویژهاز خاطرات و تجربیات دیگراناسنادتاریخیترکمن صحراتورکمن صحرادوره رضاشاهسیاسی

نماینده تورکمن در مجلس، ملت خویش را وحشی خطاب می کند!

مرکز مطالعات تورکمن―حکومتهای ایران و نمایندگان آنها در مناطق تورکمن نشین در طول تاریخ حداقل یکهزارساله اخیر دائما ملت نجیب و دلیر و وطن پرست تورکمن را باعنوانی همچون وحشی، راهزن، غارتگر، چپاولگر … خطاب کردند (عناوینی که حقیقتا شایسته خودشان است) و با ارسال گزارشهای دروغین به مرکز برای دفع این “راهزنان” تقاضای پول و سلاح میکردند تا از این طریق جیب خودشان را پر کنند و آتش جنگ و نفرت در چادرها و مناطق مسکونی تورکمن بیافروزند.

بقول تورکمنها “قوری سؤزدن پالاو بولماز” (با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه) بیاییم نظری به فاکتها و اسناد تاریخی بیافکنیم تا مصداق گفته بالا باشیم:

از لابلای صفحات تاریخ تا به روزگار ما:

تورکمنهای اوغوز نامه های زیاد به سلطان محمود غزنوی نوشتند…« ما چهار هزار خانه ایم، از جیحون گذشته و در خراسان ساکن شویم، و از ما شما را رنجی نباشد…»[1]. سلطان محمود به این گروه از اوغوزان اجازه داد که آنها از جیحون گذشته، در بیابان سرخس و ابیورد و شمال قوچان و مشهد فعلی مسکن گیرند. امیر طوس «ابوالحرث ارسلان جاذب» پیش سلطان محمود آمده گفت: « این تورکمن ها را چرا اجازه دادی از جیحون بگذرند، حال یا همه را بکش و یا به من اجازه ده تا انگشتهای مردان شان را ببرم تا نتوانند تیر بیندازند…» سلطان در جواب گفت: « بی رحم مردی و ساخت سطبردلی.»[2]

احمد کسروی مینویسد: همه گناهان به گردن ترکمانان غُز نبوده بلکه رفتار گماشتگان سلطان محمود در خراسان با آن طایفه ستمکارانه بوده و این ستمکاری، آنان را به شورش و نافرمانی وامیداشت. (شهریاران گمنام).

«حاکم خراسان میخواست اضافه بر مالیاتی که هرساله ۲4۰۰۰ گوسفند بوده بیشتر طلب کند ولی این امر با مخالفت ترکمانان روبرو شده، بالاخره حاکم خراسان شاهزاده ترکمان را دستگیر و کور می کند و از آن به بعد ترکمانان یاغی میشوند،

دیپلومات فرانسوی رنه دالمانی: یاغیگری تورکمنها نتیجه  ظلم حاکمان خراسان است که آزار فراوانی به تورکمنها وارد میساختند و حتی مأموران راه آنانرا در حمله به کاروانها تحریک کرده با یاغیان همکاری کرده موقعیت کاروان را گزارش میدادند.» (رنه دالمانی. سفرنامه از خراسان تا بختیاری. ص 546)

کنسول بریتانیا در رشت رابینو مینویسد: در تألیف کوچکی به قلم نصیرالکتاب در باب دشت گرگان متن نامه ذیل را خطاب از احتشام الوزرا یک مأمور سابق دولت ایران در گنبد قابوس به حکومت مرکزی دیده ام:

«یموت و گوگلان اتباع وفادار ایران اگر آنها شهرت بدی پیدا کرده اند. علتش آن است که هیچوقت نماینده ای در دربار برای برطرف ساختن سوءتفاهمات  نداشته اند. حکام و مأمورین دولتی برای نفع شخصی و ازدیاد شهرت همواره چنین وانمود کرده اند که بعضی قبایل تورکمن نسبت به دولت علنا رویه سرکشی دارند و دولت برای سرکوبی اشرار دستورات فرستاده است.  چه بسا طوایف بی گناهی را دیده ام که با نهایت بیرحمی مورد چپاول و غارت واقع شده اند حاکم استراباد آنها را به شورش وادار می کند.»[3]

وزیر دربار امین الملک نظریات خود را راجع به تورکمنها چنین شرح میدهد:

«… رفتار غارتگرانه آنان در مقابله با رفتار ظالمانه حاکمان سرحدنشین ماست. امروز بر دولت واجب است که تغییر سلوکی دهد، به طوایف ترکمان یکایک و به سرکردگان آنان جداجدا فرامین صادر شود. به ترکمانان بنویسید تعرض و تجاوز به شما اکیداً قدغن گردد و تاراج و تعرض نسبت به شما موقوف و متروک گردد[4]

سند شماره ۱۰۴- از ناصرالدين شاه به حشمت الدوله-تاريخ: صفر ۱۲۸۶

“… بعد از قارى قلعه، قلعه نخور را هم بگيريد و پدرشانرا بسوزانيد. فس فس نكنيد كار قارى قلعه را زود تمام كنيد. تركمان همه يكى است طژن [تجن] نباشد قارى قلعه باشد. براى سركوبى تركمان هـر طور مصلحت ميدانيد عمل كنيد. نظر آنست كه به تركمان صدمه وارد آوريد.” (فهـرست اسناد علاالدوله و حشمت الدوله: نشر سازمان اسناد ملى ايران- تهـران. 1369)

 اینها نمونه هایی از خروارها تهمت هاست و نقشه‌های شیطانی علیه ملت ما می باشد.

سندی که می خواهیم در این نوشته ارائه نمائیم سخنرانی و برگ اعلان محمد آخوند جرجانی “نمایندۀ” تورکمنها در مجلس شورای ملی در دوره پنجم بسال 1305 می باشد که در آن این به اصطلاح نماینده ضمن تمجید از سفر رضاشاه به مناطق تورکمن نشین، از اینکه شاهنشاه “عظیم الشأن” به میان “ترکمنهای وحشی” اجلاس نزول فرمودند اظهار شادمانی می کند.

قبل از آوردن این سند، باید اذعان بکنیم که خود رضاشاه در سفرش (آبان 1305) به کومیش تپه اعتراف می کند که مردمانی به متمدنی تورکمنها ندیده است و اشاره می کند که در خانه های تورکمنها حمام وجود دارد و در شهر کسی را ندیده است که گدایی بکند.

«…گمش تپه مخلوطی است از آلاچيق و عمارات دوطبقه چوبی که با سليقه ساخته شده، و از دور منظره دهکده اروپائی به آن می دهد …منازل با قاليهای ترکمانی و با مبل های مد روسيهمخلوط گشته چيزی که بيشتر سليقه صاحبخانه را تأئيد می کرد اين بود که حمام را هم ضميمه عمارت کرده بود، و فراموش نکرده بود، شست وشو و نظافت شرط اول زندگانی بشری است. برخلاف، صفحة مازندرانو خط سيری را که ما طی می کرديم، اين شرط اوليه و اصلی مطلقاً مورد رعايت اهالی واقع نشده است. در گمش تپهگدائی و سئوال عيب است. در اين قريه، هيچ گدا ديده نمی شود.»

سفر رضاشاه به مازندران در 29 مهرماه سال ۱۳۰۵ یک سال پس از پادشاهی اش صورت گرفت. وی در آبان ماه به کومیش تپه وارد می شود.

 حال آن سند تبلیغی کذائی محمد آخوند جرجانی نماینده مجلس در دوره ششم بسال 1305 که در مدح و ستایش رضاشاه چنین افاضات فرمودند، شایان ذکر است که تمامی روزنامه های مرکز منجمله روزنامه اطلاعات این بیانات محمد آخوند را با آب و تاب منتشر کردند: روزنامه اطلاعات 9 آذر 1305

تهیه و تنظیم:

آ.گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن

23 ژوئن 2022

سوئد

 

[1] کامل التواریخ

[2] کامل التواریخ

[3]  رابینو. ه. ل. سفرنامه مازندران و استراباد. ص 132

[4] خاطرات سیاسی امین الدوله، ص 72

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن