ادبی - فرهنگیتورکمن صحرارویدادهاسیاسیمقالاتملی - اجتماعی

مقالۀ تحقیقی: وضعيت اقتصادى و اجتماعى تركمن صحرا  و تبعيض رسمى

هدف رژيم از بين بردن هويت تركمن ها و مستحيل كردن آنان در ملت حاكم، يعنى فارس هااست.

 تركمن صحرا به دليل برخوردارى از زمين هاى وسيع و حاصلخيز جايگاه خاصى در كشور دارد. دولت اسلامى سياست تبعيض گرايانه خود را بر محور غصب زمين هاى تركمن صحرا و استحاله تركمن ها بنا نهاده است. كوچاندن تعداد كثيرى از شهروندان غير بومى به نواحى مراوه تپه در تركمن صحرا و قرار دادن زمين هاى غصبى وخانه هاى پيش ساخته در اختيار آنان، يكى از نمونه هاى اين سياست است. فزون بر آن، دولت از طريق نهاد هاى دولتى همانند بنياد مستضعفان، بنياد علوى و ستاد اجرائى فرمان امام زمين هاى تركمن ها را غصب نموده و آنها رابه قيمت نازل به افراد غير بومى مى فروشد.

دولت اسلامى حدود ٤٠ سال پيش سياست تغيير تركيب جمعيت تركمن صحرا را با كوچاندن زابلى هاى استان سيستان، كه برخلاف تركمن هاى سنى اهل تشيع هستند،آغاز نمود.

  تغيير نام تعدادى از شهر ها و آبادى از آن جمله اومچالى، قارقى و كوتوك اسامى تركمنى خود را از دست داده و به موجب مصوبه دولت به تاريخ ٨ مهر ١٣٨١ ” سيمين شهر ” ناميده شدند.

جوما بورش: وضعيت اقتصادى و اجتماعى تركمن صحرا و تبعيض رسمى

تركمن صحرا كه در شمال ايران و در جنوب شرقى درياى خزر قرار دارد، عمدتا تركمن نشين است و قبل از انقلاب اسلامى در سال ١٣٥٧ يكى از مناطق ثروتمند كشور بشمار مى رفت. ليكن، اكنون اين منطقه بدنبال چهار دهه سياست تبعيض آميز  جمهورى اسلامى كه بطور سيستماتيك در تمامى زمينه هاى زبانى، مذهبى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و صنعتى اعمال شده است، به يك منطقه عقب مانده و نسبتا فقير با نرخ بيكارى بالاى ١٦ درصد تبديل شده است(١). البته اين ميزان درصد بيكارى آمار رسمى دولت است؛ در حاليكه مركز پژوهش هاى مجلس رسما اعلام كرده است كه ” نرخ بيكارى٢,٥ برابر آمار رسمى است. “(٢) . بنابر اين بر اساس اين آمار رسمى نرخ بيكارى در تركمن صحرا به ٤٠ درصد رسيدهاست.  بنابه اعتراف مدير كل تعاون و كار استان گلستان نرخ بيكارى تنها در ميان جوانان فارغ التحصيل در اين منطقه١٧ درصد است(٣).  با احتساب ٢,٥ برابر، نرخ واقعى بيكارى جوانان بالغ بر ٤٢,٥ درصد است. در ضمن، درآمد سرانه تركمن صحرا نصف درآمد سرانه كشور است(٤).  

تركمن صحرا كه مساحتش بالغ بر ١٦٣٧٥ كيلومتر مربع است، درجنوب جمهورى تركمنستان واقع شده و با اين كشورهمزبان  و هم فرهنگ مرز مشترك ٤٠٠ كيلومترى دارد. تركمن صحرا و تركمنستان قريب به ١٤٠ سال پيش سرزمين و ملت واحدى را تشكيل مى دادند. اين سرزمين بر اساس عهدنامه آخال كه  بين امپراطورى روسيه و ممالك محروسه ايران در ٢١سپتامبر ١٨٨١ منعقد شد، به دو بخش تجزيه و ميان طرفين قرارداد تقسيم گرديد.

تبعيض در تركمن صحرا  سيستماتيك است. حكومت اسلامى با وضع قوانين مختلفى تركمن ها را به خاطر  تعلقات زبانى و مذهبى از برخوردارى از حقوق برابر با فارس هاى حاكم محروم كرده است. سياست تبعيض گرايانه جمهورى اسلامى درتمامى زمينه هاى زبانى، فرهنگى، مذهبى، اقتصادى، صنعتى و مراكز درمانى و بهداشتى اعمال شده و شباهت زيادى به سياست دولت هاى استعمارگر اروپايى در سده هاى پيشين دارد.

                                                                 

          تبعيض زبانى

 تنها زبان رسمى در ايران، كه كشورى داراى گروه هاى اتنيكى متنوع با زبان هاى  مختلف  است، فارسى است. اين انحصار و تبعيض زبانى در اصل ١٥ قانون اساسى جمهورى اسلامى رسميت يافته است. حميد رضا حاجى بابايى، وزيروقت رژيم اسلامى،  درباره ” جمعيت دوزبانه ايران ” در سال ٢٠٠٩ گفته بود: ” ٧٠ درصد از مردم ايران دوزبانه اند.”  يعنى زبان رسمى كشور يعنى زبان فارسى تنها زبان اول ٣٠ درصد از مردم ايران است. عليرغم اين واقعيت و در اقليتبودن زبان فارسى، ٧٠ درصد جمعيت ايران قانونا ممنوعيت زبانى دارند.

على اكبر صالحى، وزير وقت دولت اسلامى، در سال ٢٠١٢ به هنگام ديدار خود از تركيه طى مصاحبه اى در آنكارا اعلام كرد كه ٤٠ درصد از مردم ايران ” ترك زبان اند “(٥).

زبان مادرى همزاد بشر است. هر نوع ضربه به زبان مادرى چه بسا لطمات جبران ناپذيرى به كودك وارد مى سازد. شيرزادعبدالهى، كارشناس مسائل آموزش و پرورش، در رابطه با كودكانى كه زبان مادرى شان فارسى نيست، مى گويد: ” كودكانى كه در اين مناطق به مدرسه مى روند به دليل عدم آشنايى به زبان فارسى و مواجه با آن، دچار شوك وحشتناكى مى شوند و خود را نمى توانند تطبيق دهند.  ” 

كارشناسان معتقدند كه ” دانش آموزان كلاس اول در مناطق  قومى از نخستين روز ها مجبور مى شوند به زبان مادرى خود فكر نكنند و به اين ترتيب ارتباط فكرى و ذهنى آنها با دنيايى كه در آن بزرگ شدند، قطع مى گردد. از اينرو ممنوعيت زبان مادرى صرفا يك عمل ناسيوناليستى و يا شوونيستى نيست، بلكه جنايتى عليه بشريت است.

سازمان يونسكو، نهاد سازمان ملل در امور آموزشى و فرهنگى، منشورى را درباره زبان مادرى تصويب كرده است.  طبق اصل يكم، بند اول اين منشور: ” همه شاگردان مدارس بايد تحصيلات رسمى خود را به زبان مادرى خود آغاز كنند. ” براساس اصل يكم، بند دوم: ” همه دولت ها موظف هستند كه براى تقويت و آموزش زبان مادرى كليه منابع، مواد و وسايلى لازم را توليد و توزيع نمايند. ” طبق اصل يكم، بند سوم: ” براى تدريس زبان مادرى بايد معلم به اندازه كافى تربيت و آماده شود…زيرا تدريس به زبان مادرى وسيله اى براى برابرى اجتماعى شمرده مى شود.  “

سازمان يونسكو از سال ١٩٩٩، روز ٢ اسفند – ٢١ فوريه- را به نام ” روز جهانى زبان مادرى ” اعلام نمود. سازمان ملل در بيانيه امسال خود به اين مناسبت تأكيد كرد كه ” چند زبانى  عامل مهم در ارتقاى سطح كيفى آموزش و از آن مهم ترپايين آوردن تبعيض  است.

رضوان حكيم زاده، معاون آموزش ابتدايى وزارت آموزش و پرورش، در ٨ خرداد ١٣٩٨ طرح ” بسندگى زبان فارسى ” راپيشنهاد نمود. اين طرح امسال به اجرا گذاشته شد. بر اساس اين طرح ثبت نام كودكان در مدارس مناطقى كه زبان مادرى آنها فارسى نيست مشروط به گذراندن سنجش بسندگى زبان فارسى شده است . مخالفين تبعيض زبانى اين طرح را ” نسل كشى زبانى ” ناميدند(٦).

كشور هايى كه سياست تدريس زبان مادرى و زبان سرتاسرى را در كنار هم پيش مى برند، به دستاورد هاى مهم علمى وتكنولوژيكى رسيده و در همه زمينه هاى اقتصادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى به پيشرفت هاى بزرگى دست يافته اند. يكى از نمونه هاى بارز اين كشور ها هندوستان است كه در آنجا ٨٠ زبان مادرى تدريس مى شود. اين امر نه تنها باعث تفرقه و تجزيه هندوستان نشده، بلكه موجب پديد آوردن بزرگترين همبستگى انسانى در جهان شده است. 

بى توجهى به بعد فردى، جمعى و اجتماعى زبان هاى مادرى اقليت ها، بخشا لطمات جبران ناپذيرى به سرمايه عظيم انسانى- فرهنگى زده است. با به حاشيه رانده شدن اين زبان ها، بخشى از تاريخ، ادبيات، موسيقى، هستى معنوى، روابط و مناسبات فرهنگى مردم به فراموشى سپرده شده است.  نابودى زبان، نابودى تاريخ و ادبيات را بدنبال دارد. وقتى زبان اعتبار و پشتيبان نوشتارى نداشته باشد و دايره استفاده از آن صرفا از مكالمات روزمره تجاوز نكند، كلمات بتدريج فراموش شده و زبان دچار فقر و محدوديت مى شود. بررسى تغيير تركيب زبانى مردم ايران در يك بازهُ زمانى ٤٠ ساله( از١٩٦٤ تا ٢٠٠٤) نشان مى دهد كه گروه زبانى فارسى ١٠ درصد بزرگتر و گروه زبانى تركمنى ٠/٧ درصد كوچكتر شدهاست(٧). تبعيض زبانى و ديگر تبعيضاتى كه رسما توسط حكومت اسلامى بر ٧٠ درصد غير فارس جمعيت كشور اعمالمى شود، نه فقط نسل كشى زبانى و فرهنگى، بلكه نمادى از نژاد پرستى است.

 

       تبعيض مذهبى

 تركمن ها اهل تسنن هستند و از اين رو از مذهب رسمى ايران كه شيعه دوازده امامى است پيروى نمى كنند. طبق اصل ١٢قانون اساسى جمهورى اسلامى ” دين رسمى ايران اسلام و مذهب جعفرى اثنى عشرى است و اين اصل الى الابد غيرقابل تغيير است “. اين اصل كه بر اساس باورمندى و يا غير باورمندى به مذهب شيعه دوازده امامى تدوين شده است، درپيوند به اصول ديگر قانون اساسى شهروندانى را كه اهل تشيع نيستند، از بسيارى از حقوق و آزادى ها محروم مى كند. همچنين تأكيد اصل ٤ قانون اساسى بر ضرورت همه قانونگذارى ها بر اساس باور مذهبى شيعى، در عمل هر نوع فعاليت مذهبى را غير ممكن ساخته و بدين طريق تبعيض مذهبى بخشى از سيستم حكومتى را تشكيل داده است(٨).

طبق اصل ١٠٧ تنها پيروان مذهب شيعه حق انتخاب شدن به عنوان رهبر و يا عضويت در شوراى رهبرى را دارند. اين حق از پيروان ساير اديان و مذاهب صراحتا سلب شده است. به موجب اصل ١١٥ فقط يك شهروند اهل تشيع مى تواند خود رابراى انتخابات رياست جمهورى كانديد كند. مشاغل قضايى نيز طبق اصل ٦١ قانون اساسى براى پيروان مذاهب ديگرمنع حقوقى دارد. به موجب اصول ١٢ و ١٣ قانون اساسى شهروندانى كه از مذهب شيعه پيروى نمى كنند، از حق برخوردارى از پرستشگاه محروم بوده و حق برگزارى آيين هاى مذهبى و يا تبليغات مذهبى نيز از آنان سلب شده است. بنابر اين، برترى همه جانبه شهروندان اهل تشيع به هموطنان پيرو مذاهب ديگر، به عبارتى ديگر تبعيض مذهبى در ساختارقانون اساسى جمهورى اسلامى به وضوح نمايان است.

فزون بر قانونيت بخشيدن بر تبعيض مذهبى، حكومت اسلامى بيش ازچهل سال است كه تلاش مى ورزد تا با بكار گيرى ابزار هاى موجود دولتى تركمن هاى سنى مذهب را به گرويدن به مذهب شيعه تشويق و تطميع كند. در موارد اندكى كه دولت اسلامى در اين عرصه موفقيتى كسب كرده است، دست به تبليغات گسترده اى زده و ديگران را نيز  با دادن وعده اشتغال وامكانات به تغيير مذهب ترغيب مى كند. يكى از اين نمونه ها گرويدن شير محمد ط. اهل يكى از روستا هاى بندر تركمن از مذهب سنى به مذهب شيعه در سال ١٣٩٥ است كه به سوژه  تبليغاتى سودمندى براى نظام شيعى تبديل شده بود(٩).

 

      آسيميلاسيون

 جمهورى اسلامى همزمان با اعمال سياست شيعه گرايى، سياست آسيميلاسيون پرخاشگرانه اى را نيز به قصد هويت زدايى تعقيب مى كند. هدف اين رژيم از بين بردن هويت تركمن ها و مستحيل كردن آنان در ملت حاكم، يعنى فارس هااست. البته سياست هويت زدايى رسما در زمان حكومت پهلوى، يعنى در سال ١٣٣٥  آغاز شد. در آن سال ” كميسيون جغرافيا ” تشكيل شده و وظيفه ” تبديل اسامى بيگانه اماكن ايرانى به فارسى ” را به عهده گرفت. بدين طريق حكومت پهلوى تمامى هموطنان غير فارس را كه ٧٠ درصد جمعيت ايران را تشكيل مى دهند، رسما بيگانه اعلام كرد. از جمله نخستين اقدامات اين كميسيون تغيير نام تركمن صحرا به ” دشت گرگان ” بود(١٠). حكومت اسلامى نيز همان سياست حكومت پيشين را دنبال نموده و دست به تغيير نام تعدادى از شهر ها و آبادى ها زد. از آن جمله اومچالى، قارقى و كوتوك اسامى تركمنى خود را از دست داده و به موجب مصوبه دولت به تاريخ ٨ مهر ١٣٨١ ” سيمين شهر ” ناميده شدند.

ممنوعيت انتخاب اسامى تركمنى براى نوزادان تركمن نيز بخشى از سياست هويت زدايى است. دولت اسلامى مقرر كردهاست كه تنها اسامى فارسى و عربى در دفاتر ثبت احوال به ثبت رسيده و شناسنامه براى نوزادان صادر شود.

 

    صنعت

 تركمن صحرا يك منطقه صنعتى نيست. صنعت تركمن صحرا تنها به ميزان ٦ /. درصد در ارزش صنعت كشور مشاركت دارد. صنايع مستقر در تركمن صحرا غالبا جزء آن دسته از صنايعى هستند كه توليدات آن ها متكى بر مواد اوليه بخش كشاورزى است. اين وضعيت به نحوى است كه ٦٠ درصد از ارزش افزوده و بيش از ٧٠ درصد اشتغال بخش صنعت تركمن صحرا از محل صنايع فعال در توليد مواد غذايى و آشاميدنى حاصل شده است. بخش عمده اين صنايع نيز بتدريج تعطيل شدند(١١).

 

      صنعت كشاورزى

 شغل اصلى تركمن ها كشاورزى است. تركمن صحرا از دير باز بخاطر داشتن اراضى مستعد كشاورزى و توليد بخش عمده پنبه  كشور به عنوان ” سرزمين طلاى سفيد ” مشهور بود. ٧٥ درصد سطح تركمن صحرا زير كشت است. ليكن كشاورزى تركمن صحرا فصلى، مقطعى و عمدتا ديمى است. تركمن صحرا به لحاظ توليد گندم رتبه اول٫ توليد جو رتبه دوم و سويا رتبه سوم در كشور را احراز كرده است(١٢). 

كشاورزى در تركمن صحرا هنوز به شكل سنتى در مرحله توليد و عرضه محصول به بازار باقى مانده است. اين بخش درحال حاضر به دليل عدم سرمايه گذارى مناسب و نيز عدم ايجاد كشاورزى مدرن با دو مشکل اساسی روبرو است، از يكسو سطح پایین تکنولوژی، و از سوى ديگر عدم توانایی توسعه بازار. همین دو مساله به همراه معضل کم آبی در  منطقه باعث شده است که ظرفیت اشتغال و پایداری مشاغل در بخش کشاورزی نسبت به گذشته كاملا كاهش یابد(١٣).

اگر دولت در ايجاد نواحى صنعتى روستايى و استقرار صنعت در نواحى روستايى از كشاورزان حمايت كند، وضع اقتصادى خانواده هاى روستايى را بهبود بخشيده و با ايجاد اشتغال از مهاجرت جوانان روستايى جلوگيرى خواهد كرد.

كشاورزى به آب احتياج دارد. ليكن سد هاى بى رويه اى كه توسط دولت ساخته شدند، به عامل بازدارنده  جريان كافى آب در رودخانه هاى اترك، قره سو و گرگان ، كه زمين هاى زراعى را آبيارى مى كنند، تبديل شدند. بدين طريق، مزارع كشاورزان به دليل كمبود آب بتدريج خشك شده و بارآورى زمين به سطح حداقل افت كرده است. دهقانان تركمن كه كشاورزى تنها منبع درآمدشان محسوب مى شود، براى امرار معاش خانواده خود سند مالكيت زمين هاى زراعى خويش رادر قبال دريافت وام در اختيار بانك ها مى گذارند. هنگامى كه فصل برداشت فرا مى رسد و اين بار نيز بر اثر كمبود آب محصول كافى نصيب كشاورزان نمى شود، آنها از عهده باز پرداخت وام بر نيامده و بدين طريق سند مالكيت زمين  خود، به عبارتى ديگر مزرعه خود را از دست داده و به خيل عظيم بيكاران ملحق مى شوند(١٤).

 

        صنعت پنبه

 پنبه كه در تركمن صحرا به ” طلاى سفيد ” معروف بود، گياهى است  زراعی كه از کنجاله آن گرفته تا الیاف و پنبه‌ دانه درصنایع مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این گیاه در صنعت نساجی برای تولید نخ و پارچه، برای مصرف دام و انسان و برای روغن‌کشی کاربرد دارد.

احمد هیوه‌چی، دانشجوی مقطع دکتری مهندسی نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، ضایعات پنبه را یک منبع غنی برای استخراج سلولز  محسوب كرده مى گويد : «ترکمن‌صحرا در روزگاران نه‌چندان دور یکی از مهم‌ترین قطب‌های تولید پنبه بود، تا حدی که از آن به‌عنوان طلای سفید یاد می‌کردند. ولی امروزه به دلیل سیاست‌های نه‌چندان درست(دولت)، تمایل به کشت این محصول در منطقه استان گلستان (تركمن صحرا)کم شده است.»

بهرام باغبان، عضو کمیته ایمنی زیستی کشور به خبرگزاری ایسنا می‌گوید: «طبق آمارهای دولتی موجود، ایران پتانسیل بالقوه‌ اى برای تولید ۵۰۰ هزار هکتار پنبه دارد که امکان گسترش تا نزدیک به یک میلیون هکتار را داراست؛ از طرفی ایران به عنوان یکی از واردکنندگان نخ و پارچه می‌تواند با تولید پنبه تراریخته در داخل کشور مانع خروج ارز از کشور شده و ازاین طریق اشتغال را رونق دهد.»

ابراهیم هزارجريبى، مجری طرح پنبه وزارت جهاد کشاورزی گلستان در گفت‌وگو با صدا و سیمای جمهوری اسلامی دربهمن‌ماه ۹۸ اظهار داشت: «در پنج دهه اخیر سه دوره در تولید پنبه داشتیم، دوره‌ای با سابقه بسیار درخشان، پس از آندوره‌ اى که تولید پنبه در کشور تقریباً رها شد و دولت‌ها توجهی نکردند…پس از آن كشت پنبه روند نزولى گرفت.

ابراهيم هزارجريبى مجرى طرح پنبه وزارت جهاد كشاورزى به خبرگزارى مهر گفت كه در فاصله ١٤ سال(از ١٣٨٠ تا١٣٩٤) ” سطح زير كشت پنبه از بيش از ٣٠٠ هزار هكتار به ٧٠ هزار هكتار رسيد و ايران كه يك كشور صادر كننده پنبهبود به كشورى وارد كننده تبديل شد”(١٥). توليد پنبه كه در سال ١٣٨٠ بالغ بر ٤١٢ هزار تن بود، اكنون به ١٥٦ هزار تن تقليل پيدا كرد(١٦).

آنه محمد بیات، روزنامه‌نگار اهل استان گلستان که بیشتر در حوزه کارگری و کشاورزی قلم می‌زند می‌گوید: «من خودم هم یکی از پنبه‌کاران بودم که از سال ۸۴ کاشت پنبه را کنار گذاشتم و به زراعت گندم روی آوردم به این دلیل که اولا قیمت پنبه به شدت افت کرد و دستمزد کارگر افزایش پیدا کرد و بعد امکانات ما هم به‌روز نبود یعنی دستگاه‌های پنبه‌ ريسى و پنبه‌زنى در ایران نداشتیم و به این طریق عملا راه برای واردات باز شد و بیشتر از کشور ترکمنستان پنبه وارد کشور می‌شد.

کارشناسان دلایل کاهش تولید پنبه در تركمن صحرا را دشواری زراعت و بازده اقتصادی را از مهم‌ ترين عوامل کاهشکشت پنبه عنوان می‌کنند. بدون شک، افزایش دستمزد کارگران، کمبود نیروی کار متخصص در زمین‌ هاى زراعی پنبه،کمبود آب، سیاست‌های نادرست و بالا بودن هزینه تولید نیز از عواملی بود که زمین دار  را ترغیب به کشت محصولاتجایگزینی چون شالی، گندم و جو کرده است.

به اعتقاد کارشناسان، نبود ماشین‌ آلات کافی و خرید تضمینی یکی از دلایل کاهش کشت پنبه است، زيرا در دهه‌ هاىگذشته صنایع ریسندگی بافندگی و دوزندگی کشور خصوصا صنایع نساجی مستهلک شد و نیاز جامعه به پوشاک نیز ازطریق کشورهایی چون چین و بنگلادش با قیمت‌های بسیار نازل‌ تر تامین شد. مجموع این دلایل در تعطیلی بازار کار پنبهدخیل بود که یکی از پیامدهای مهم این مساله بیکار شدن شمار زیادی از شهروندان بود که در این عرصه مشغول به کاربودند.

ابراهیم آق، مهندس کشاورزی است که سال‌ هاست در زمینه پنبه در منطقه ترکمن‌ صحرا فعالیت می‌کند، آقای آق با بیان این که تعداد کارخانه‌ هايى که در دهه‌ هاى قبل فعال بودند حدود ۲۴ کارخانه در سطح استان بود، می‌گوید: «الان تعدادکارخانه‌ ها به هشت کارخانه کاهش پیدا کرده که آن هم به صورت تمام وقت نیست.

نکته مهم دیگر مساله آب در زراعت پنبه است، زيرا در دهه‌ هاى گذشته در اغلب مناطق ترکمن‌ صحرا به سبب وجود جویبار‌ها و رودها در بیشتر زمین‌ هاى منطقه کشاورزان تمایل به کشت پنبه داشتند، اما متاسفانه این زمین‌ ها بعد از احداث سد‌ها با مشکل جدی آب مواجه شدند و کمبود آب موجب شد تا این زمین‌ ها از حالت کشت تک‌ محصول پنبه به کشت گندم گرایش پیدا کند.

منابع آبی ترکمن‌ صحرا از سه رود بزرگ اترک، قره‌ سو  و گرگان تامین می‌شود. این رودها كه موجب باروری بیشتر وحاصل‌ خيزى خاک می‌شوند، امروزه با احداث سدهای بى رويه و غیرمهندسی در اطراف این رودخانه ها تغییرات اکوسیستمی گریبانگیر این منطقه شده است. این مناطق بعد از احداث سدها شاهد خشک‌سالی‌ هاى فصلی نیز بوده اند، به طوری که در فصلی از سال، رود اترک به صورت کامل خشک می‌شود که از جمله دلایل اصلی آن ندادن حقابه  طبیعى است.

جلوگیری از حقابه طبیعی زمین‌ ها جدا از مشکلات زیست محیطی، مشکلات اقتصادی را نیز در این منطقه رقم زده است،زيرا با احداث سد‌ هاى بى رويه و غير مهندسى زمین‌ هايى که به صورت طبیعی آبیاری می‌شدند و به محلی مناسب برایکشت پنبه و کشاوزری تبدیل شده بودند، بتدريج تبدیل به بیابانی بی‌آب و علف شدند(١٧).

محققان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در حین انجام پژوهش‌های مشترک آزمایشگاهی خود با محققان دانشگاه مینه سوتای آمریکا موفق به استخراج نانوبلورهای سلولز از ضایعات پنبه و قرار دادن آن درون نانوالیاف ژلاتین شدند. کاربرد نهاییاین ساختار نانوکامپوزیتی افزایش سرعت التیام زخم خواهد بود(١٨).

 

دامدارى

 دامدارى تركمن صحرا به دليل وجود مراتع مناسب، پس از زراعت مهم ترين فعاليت اين منطقه در بخش كشاورزى به حساب مى آيد(١٩).   دامدارى نيز در اين منطقه همانند كشاورزى سنتى است و امكانات دامپزشكى بسيار محدود است. يكى ازمشكلات اساسى دامداران تركمن صحرا وجود بيمارى مشترك بين انسان و دام است. اين بيمارى كه بروسلوز(تب مالت) نام دارد، سالانه زيان هاى اقتصادى فراوانى را به دامداران تركمن صحرا وارد مى نمايد. بروسلوز(Brucellosis)يا تب مالت شايع ترين عفونت مشترك بين انسان و دام است كه از طريق حيوانات آلوده و فرآورده هاى آن منتقل مى شود. ميانگين بروز گزارش شده ساليانه تب مالت در ايران از سال ١٣٧٠ تا سال ١٣٨٧ ، ٤٣/٢٤ در هر صد هزار نفر بوده است. در طى٥ سال مورد مطالعه، تعداد بروز بيمارى تا سال ١٣٩٠ روند افزايشى داشته است(٢٠). 

در تركمن صحرا در سال ١٣٦٣، يعنى چهار سال بعد از انقلاب اسلامى، شش ميليون رأس دام بومى و قشلاقى وجودداشت. حدود سه ميليون رأس از اين دام ها دام هاى مهاجر بوده و به استان هاى همجوار تعلق داشتند كه هفت ماه ازسال را به عنوان قشلاق در تركمن صحرا بسر مى بردند.

عامل ديگرى كه به اقتصاد دامداران خسارت در خور توجه اى وارد ساخت، تبديل ٦٠٠ هزار هكتار مرتع به زمين هاىزراعى و قرار دادن آنها به روستائيان توسط ” ستاد مركزى شورا هاى تركمن صحرا ” بود. دامداران تركمن صحرا بدنبال از دست دادن اين مراتع، از چراگاه كافى براى دام خود برخوردار نبودند(٢١).

درآمد سالانه يك خانوار دامدار كه ١٠٠ رأس گوسفند در مالكيت خود دارد، بالغ بر ٧٤٣٤ دلار(٩١١٥٠٠٠ تومان) است(٢٢). با توجه به ميزان توليد شير در تركمن صحرا، ايجاد يك كارخانه شير پاستوريزه جهت حمايت از دامدارانو همچنين به عنوان يك پشتوانه خريد، مى تواند نقش ارزنده اى را در افزايش توليد شير ايفاء نمايد(٢٣).  

 

    اسب تركمن

اسب زيباى تركمن در ادبيات و فرهنگ تركمن ها از جايگاه خاصى برخوردار بوده و با زندگى آنان عجين شده است. اسب تركمن داراى خصوصيات نژادى منحصر به فرد است؛او اندامى كشيده، دمى باريك و سر و گردنى بسيار زيبادارد. به خاطر همين ويژگى هاى نادر است كه اسب تركمن به عنوان زيبا ترين و گران ترين اسب(٢,٥  ميليون دلار) دنيا شناخته شد(٢٤).

پرورش اسب، اسبدوانى و مسابقات اسب از ويژگى هاى تاريخى و موروثى تركمن هاست. در اين بخش ١٥٠٠ نفرتنها در شهر هاى گنبد، بندرتركمن و كلاله اشتغال دارند. تركمن ها در طول تاريخ نسل اندر نسل در پرورش، توليدمثل و حفاظت از اصالت نژادى اسب تركمن با احساس مسئوليت خاصى كوشا بوده اند. ليكن، در نيم قرن گذشته بهدليل بى مسئوليتى، اولياى امور و بى اعتنايى حكومت اسلامى به اين ميراث ملى، لطمه زيادى به ذخيره ژنتيكى اسبهاى اصيل تركمن زده شده و به همين خاطر تعداد اسب هاى خالص با نژاد تركمن به شدت كاهش يافته است(٢٥). فدراسيون سواركارى، كه تحت نظارت مركز اصلاح نژاد دام جهاد كشاورز دولت قرار دارد، اخيرا پيش نويس كتاب ” تبارنامه اسب تركمن ” را رونمايى كرده است كه حاوى اطلاعات نادرست درباره اسب اصيل تركمن است. اينفدراسيون بر اساس همين اطلاعات نادرست اقدام به صدور شناسنامه براى اسب هايى كرده است كه از اصالتنژادى اسب تركمن برخوردار نيستند(٢٦). مركز اصلاح نژاد جهاد كشاورزى تا كنون هيچ اقدامى براى جلوگيرى ازاين عمل غير مسئولانه نكرده است. صدور شناسنامه هاى جعلى و به چاپ رساندن كتاب ” تبارنامه اسب تركمن ” بامحتواى تحريف شده، اصالت نژادى اسب تركمن را به مخاطره انداخته است.                                      

 

صنعت خاويار

 تركمن صحرا مركز توليد خاوريار ايران است. تنها طى ٩ ماهه سال جارى ١٠ تن خاوريار در اين منطقه برآورد شدهاست(٢٧). بنابر اين، درآمد سالانه تركمن صحرا تنها از محل صدور خاويار حدود ٢٠ ميليون دلار است. در دهه ٧٠صادرات خاويار ايران بالغ بر ٧٠ ميليون دلار بود. در حال حاضر ٥٠٠ ميليون دلار ارزآورى تنها از طريق توليدآبزيان حاصل مى شود(٢٨).  دولت ايران برغم حصول سود كلان از محل صدور خاويار تركمن صحرا و آبزيان درطول ساليان دراز، حتى بخشى از اين درآمد را در تركمن صحرا سرمايه گزارى نكرده و گامى در جهت احداثصنايع تبديلى در اين منطقه بر نداشته است. در ضمن، تعداد قليلى از ٢٠٠٠ نفرى كه در  بخش شيلات بندر تركمن مشغول كارند ، تركمن هستند.

 

صيد ماهى

 صيد، صيادى و آبزى پرورى بخش مهم ديگر اقتصاد تركمن صحرا مى باشد. تنوع اقليمى، شرايط خاص اكولوژى وبرخوردارى از منابع آبى لازم از جمله حوزه شيلات بندرتركمن، اكوسيستم هاى آبى خليج گرگان، تالاب گميشان(كوميش دپه) و محصور شدن توسط سه حوزه عمده آبخيز رودخانه هاى اترك، گرگان و قره سو كه به درياىخزر مى ريزند، تركمن صحرا را از نظر توليد و استحصال خاويار، صيد ماهيان استخوانى، تكثير و بازسازى ذخاير دريايى خزر و توليد و پرورش آبزيان در دو بخش آب هاى شمال خزر و آب هاى داخلى از جايگاه ويژه اى برخورداركرده است(٢٩).  

ماهيگيرى در درياى خزر براى ساحل نشينان تركمن ممنوع است. مأموران انتظامى ” حراست دريا ” از حق تيراندازى به صيادانى كه دست به صيد غير قانونى مى زنند، برخوردار هستند. شهر هاى ساحلى همانند بندرتركمن، گميشان(كوميش دپه) و خواجه نفس بيشترين درصد بيكارى را دارند. از اينرو، ساكنين بيكار اين شهر ها وروستا هاى اين نواحى براى معيشت خانواده هاى خود راهكارى جز صيادى ندارند(٣٠).  سالى نيست كه مأموران ” حراست دريا ” از حق تيراندازى خود استفاده نكنند و بدينطريق باعث زخمى و يا كشته شدن صيادان نشوند.

 

       صنعت قاليبافى

قالى هاى دستبافت تركمن شهرت جهاني دارند. به قول بردى محمداف، رئيس جمهور تركمنستان، ” قالى دستبافت تركمن سهم بسزايى در گنجينه فرهنگ و هنر دستى جهانى دارد(٣١).  ماركوپولو، جهانگرد ايتاليايى، كه ازتركمنستان

 بازديد نموده بود، گفته است كه بهترين قالى ها در بلاد تركمن بافته مى شود(٣٢). در سال ٢٠٠١ ميلادى يك فرش بزرگ  تركمنى به مساحت ٣٠٠ متر مربع با وزن ١/٥ تن در تركمنستان بافته شد كه در كتاب گينس (Guıness) نيزبه ثبت رسيد(٣٣).

قاليبافى يكى از منابع اصلى درآمد خانواده هاى بى بضاعت و يا كم درآمد تركمن است. تهيه مواد اوليه قالى براى بافتن آن به دليل بالا بودن هزينه، بار سنگينى بر دوش بافندگان قالى است. دولت اسلامى هيچ نوع مساعدت مالى به صورت وام هاى كم بهره به بافندگان نكرده و از صنعت قاليبافى نيز پشتيبانى نمى كند. از اين رو بافندگان قالى  ناگزيرند كه به عنوان كارگران دستمزد كار كنند. كارفرمايان مواد اوليه قالى را در اختيار خانواده هاى فقير قرار مىدهند و زنان اين خانواده ها قالى سفارشى را در خانه خود بافته و پس از اتمام كار آن را در اختيار كارفرما كه درواقع مالك قالى است قرار مى دهند. براى بافتن يك قالى به قيمت ٥٠٠ هزار تومان(٨٠ يورو) نيروى كار ٢ بافنده به مدت ٤٠ روز لازم است. در پايان كار، اين دو بافنده ٢٥٠ هزار تومان( ٤٠ يورو) به عنوان دستمزد از كارفرماى خود دريافت مى كنند؛ يعنى دستمزد روزانه يك بافنده بالغ بر ٣١٢٥ تومان(فقط ٥٠ سنت) است(٣٤).

 

 سياست متروكه كردن شهر هاى تركمن صحرا

 بندر تركمن  كه در جنوب شرقى درياى خزر قرار دارد، بندرى با قدمت ٧٠ ساله است و به لحاظ موقعيت جغرافيايى حلقه اصلى اتصال كريدور بين المللى شمال – جنوب محسوب مى شود. ليكن، جمهورى اسلامى برغم اين موقعيت استثنايى ، وجود راه آهن در اين شهر و نزديكى آن به بنادر تركمنستان، قزاقستان و جمهورى آذربايجان، به جاى ترميم اين بندر موجود بندر جديدى را در بهشهر (قائم شهر)كه از موقعيت بندرى به مراتب نامناست ترى برخورداراست، ايجاد كرد. تنها دليل اجرائى شدن اين پروژه پر هزينه و غير عقلانى، فارس نشين بودن شهر بهشهر است. پىآمد اين سياست تبعيض آميز و نابخردانه، جدا از هزينه سنگين ميليارد ها تومان، متروكه باقى ماندن بندرتركمن و جزيره تاريخى و زيباى آشوراده است.

در شهر يكه سعود كه مركز منطقه زيباى جرگلان در تركمن صحراست، ٢٠٠  خانوار(حدود ١٠٠٠نفر) ٥٠٠ خانوارآن از آب شرب محروم بوده و ١٠٠ خانوار ديگر نيز از گاز طبيعى براى پخت و پز روزانه برخوردار نيستند. اين شهر فاقد فضاى سبز و سالن ورزش است(٣٥). درمانگاه يكه سعود كه فقط روز ها بيمار مى پذيرفت، پس از پنج سالشكايت و تلاش شوراى شهر به رياست خال محمد آخون درخشان به درمانگاه شبانه روزى تبديل شد(٣٦). اين درمانگاه فاقد آمبولانس بوده و سرويس آتش نشانى نيز در اين روستا وجود ندارد(٣٧). در ضمن نام اصلى اين شهر تركمن نشين كه ” يكه سوود “، يعنى ” بيد تنها ” است، توسط مسئولين دولتى به يك اسم فارسى – عربى بى مسما یعنى “يكه سعود” تغيير داده شده است. يكه سعود به دليل مسامحه كارى و بى توجهى اولياى امور يك سال تمام ازداشتن شهردار محروم بود(٣٨).

 

        جنگل گلستان و جنگل تراشى

 جنگل گلستان كه در بخش شرقى تركمن صحرا واقع شده است، ٩١٨,٩ كيلومتر مربع (٩١٨٩٠ هكتار) مساحت داردو به عنوان قديمى ترين پارك ملى ايران و منطقه حفاظت شده به ثبت ميراث جهانى يونسكو رسيده است. در اينجنگل ١٣٥٠ گونه گياهى وجود داشته و ٣٠٢ گونه جانورى زندگى مى كنند. آيت الله نورمفيدى نماينده رهبر جمهورى اسلامى آيت الله خامنه اى در منطقه و عضو مجلس خبرگان ، سال هاست كه براى تأمين چوب لازم براى كارخانه نئوپان خود و نيز فروش چوب به كارخانه هاى مبل سازى در سراسر كشور، به جنگل تراشى پرداخته و خسارات جبران ناپذيرى به جنگل گلستان وارد ساخته است. جنگل تراشى عامل اصلى فرسايش زمين جنگل گلستان بوده و اين جنگل را در معرض خطر نابودى قرار داده است. فزون بر آن تبديل بخش هايى از جنگل گلستان به اراضى كشاورزى، ايجاد قرق و سپس تبديل اراضى كشاورزى به مراتع به دليل چراى بى رويه، موجب تخريب اراضى وسيعى از جنگل شده و يكى از بزرگترين معضلات زيست محيطى در تركمن صحرا  و شمال كشور را بوجود آورده است.

تبديل جنگل هاى طبيعى به اراضى كشاورزى تا ٦٦ درصد مواد آلى خاك را كاهش داده و پايدارى خاكدانه ها را تايك سوم مقدار اوليه تغيير مى دهد. امروزه جنگل گلستان به دنبال جنگل تراشى و تبديل بخش هايى از آن به اراضى كشاورزى از تراكم و وسعت بسيار كمترى برخوردار بوده و به تبع آن پديده هاى ناگوارى از جمله سيل هر ساله موجب تلفات انسانى زياد و خسارت اقتصادى جبران ناپذيرى مى شود(٣٩).

 

        معضل هميشگى سيل

 دو دهه است كه تركمن صحرا به علت جارى شدن سيل هاى متناوب دچار  تلفات سنگين انسانى و اقتصادى مىشود. در اسفند ماه ١٣٩٧ سيل عظيمى بخش اعظم تركمن صحرا، از آن جمله تمامى شهر هاى بزرگ اين منطقهيعنى گنبد كاووس، بندر تركمن، آق قلا و كوميش دپه را زير آب فرو برد. علت ويرانگرى سيل در تركمن صحرا را بايددر مجموعه اى از سوء مديريت ها، بى تفاوتى اولياى امور و عوامل طبيعى جستجو كرد. بارش هاى شديد٫ پر بودنظرفيت سد ها پيش از آغاز بارش ها و نيز عدم لايروبى رود هاى گرگان، اترك و قره سو همگى دست به دست همدادند تا فاجعه طبيعى و زيست محيطى تركمن صحرا رقم بخورد. تمامى كشتزار هاى تركمن صحرا، كه قطب تأمينگندم، جو و دانه هاى روغنى كشور است، زير آب فرو رفتند. ده ها هزار نفر بى خانمان شده و در فضاى باز بدونهيچنوع پناهگاهى شب ها را به روز مى رساندند. در حاليكه چندين روز از وقوع سيل گذشته بود، اثرى از  كمك هاىحلال احمر، امداد ارتش در حالت اضطرارى و يا نهاد هاى ذيربط در منطقه به چشم نمى خورد. حتى شبكه استانى نيز اخبار سيل را پوشش نداده بود(٤٠).

جنگل گلستان در گذشته به لحاظ موقعيت جغرافيايى خود به هنگام بارندگى هاى شديد در تركمن صحرا، از يك سوآب باران را چون اسفنج جذب كرده و مانع ورود بيش از حد آب به رودخانه هاى منطقه مى شد، و از سوى ديگربخاطر انبوه درختان و عدم وجود فضاى باز بدون درخت در دل جنگل، چون سدى محكم جلوى سيلاب ها را گرفته ومانع سيل زدگى تركمن صحرا مى شد. ليكن اكنون جنگل گلستان بدنبال جنگل زدايى گسترده در طول ٤٠ سالگذشته از يك سو، ديگر در شرايطى  نيست كه بتواند سيلاب ها را مهار كند، و از سوى ديگر زمين آن نيز ديگر ازقدرت كافى براى جذب آب به هنگام بارندگى هاى شديد برخوردار نيست. به همين دليل وقوع سيلاب در تركمن صحراغير عادى افزايش يافته و ويرانى ها و خسارات جبران ناپذير و از همه مهم تر مرگ صد ها انسان را سبب شده است.

 

      تحصيل در تركمن صحرا

 زبان رسمى در ايران، كه كشورى داراى گروه هاى اتنيكى متنوعى است، فارسى است. تدريس در مدارس و دردانشگاه ها فقط به زبان فارسى مجاز است. اقليت هاى ملى همانند ترك ها، تركمن ها، كرد ها، عرب ها، لر ها وبلوچ ها كه در نواحى مرزى كشور زندگى مى كنند و حدود دو سوم جمعيت ايران را تشكيل مى دهند، از حق بكارگيرى زبان مادرى خود در اداره جات، مدارس، دانشگاه ها و ديگر اماكن عمومى محروم هستند. در زمانحكومت محمد رضا شاه پهلوى تعداد دانشجويان تركمن در دانشگاه ها نسبت به جمعيت تركمن ها بسيار زياد بوده وبه لحاظ رده بندى در رأس قرار داشت. ليكن، اين تعداد پس از  به قدرت رسيدن رژيم اسلامى به شدت كاهش يافته است.

 

 مدارس در تركمن صحرا

 دولت اسلامى در ايجاد مدارس در مناطق تركمن نشين و فارس نشين نيز به سياست تبعيض آميز خويش وفادار ماندهاست. شهرستان بندرگز كه در همسايگى بندرتركمن قرار دارد و ساكنان آنرا فارس ها تشكيل مى دهند، براى ٧٠٨٥دانش آموز ٧٢ مدرسه در اختيار دارد؛ يعنى تراكم دانش آموز اين شهرستان بالغ بر ٩٨/٥ مى باشد. در حاليكه آق قلا كه يك شهرستان تركمن نشين است، براى ٣٢٦٦١ دانش آموز تنها از ١٨١ مدرسه برخوردار است(٤١)؛ يعنى تراكم دانش آموز اين شهرستان بالغ بر ١٨٠/٥ است. در ضمن آقاى محمود نسركانى رئيس آموزش و پرورش اين شهر تركمن نشين، غير تركمن است. 

روستاى يكه سعود كه با ٢٥٠٠ نفر جمعيت از ٥٠٠ خانوار تشكيل شده است، مركز منطقه جرگلان با جمعيت ششهزار نفر محسوب مى شود. در مدرسه ابتدايى و دبيرستان راهنمايى اين روستا ٤٨٣ دانش آموز كه بخشى از آنهااز   روستا هاى همجوار مى آيند، تحصيل مى كنند(٤٢). بخشى از دانش آموزان روستا هاى همسايه در فصل زمستان به علت نبود سرويس از ادامه تحصيل باز مى مانند. همچنين دانش آموزان دختر به دليل مختلط بودن كلاسها در مقطع راهنمايى ترك تحصيل كرده و بجاى نشستن روى صندلى مدرسه پاى دار قالى جاى گرفته و به كارگران قاليباف تبديل مى شوند(٤٣). حتى اين دبيرستان در زمستان سال ١٣٩٧ به علت نبود بخارى تعطيل شده بود(٤٤).  ٧٠ درصد جوانان يكه سعود به دليل فقر و نبود امكانات پس از ترك تحصيل به خيل بيكاران پيوسته و در جستجوى كار عازم تهران مى شوند(٤٥).

 

   دانشگاه هاى تركمن صحرا

 در تركمن صحرا با جمعيت قريب به سه ميليون نفر تنها در شش شهر دانشكده وجود دارد. اين دانشكده ها كه عمدتا دانشكده هاى آزاد يعنى خصوصى هستند، از سطح كيفيت آموزشى پايينى برخوردار بوده و تنها رشته هاى محدودى را در برنامه هاى خود گنجانده اند. اندك دانشكده هاى دولتى موجود نيز واحد هايى از دانشگاه پيام نوراست كه بر اساس آموزش از راه دور، يعنى غير حضورى، اداره مى شوند.

منطقه جرگلان در تركمن صحرا كه ٢٧٩٥٢ نفر جمعيت دارد، در شرق با شهر فارس نشين راز همجوار است. اين همجوار بودن موجب شده كه اولياى امور دست به تقسيم بندى جديد استانى زده و اين شهر را تحت نام استان خراسان شمالى به مركز منطقه جرگلان تبديل كنند. در دانشكده پيام نور راز تنها ٩٥ دانشجو از تمامى منطقه جرگلان در حال تحصيل هستند(٤٦). 

 

     چاه نفت و گاز

 استاندار استان گلستان هادى حق شناس در رابطه با اكتشاف نفت در شهرستان گميشان در تركمن صحرا اظهارداشت: ” بر اساس مطالعات انجام شده، احتمال وجود مخازن مشترك نفت و گاز بين ايران و تركمنستان مانندمخازن مشترك جنوب با كشور هاى حاشيه خليج فارس وجود دارد. وجود منابع نفت يا گاز در اين منطقه حداقل ٨ تا١٠ ماه ديگر مشخص خواهد شد و در صورت نبود منابع در اين منطقه، حفر چاه اكتشافى بعدى آغاز مى شود. ” (٤٧).  

شهرستان گميشان(كوميش دپه) در شمال غربى تركمن صحرا، هم مرز با كشور تركمنستان و در مجاورت درياى خزرواقع شده است. جمعيت اين شهر را تركمن ها تشكيل مى دهند.

 

     كرونا و وضعيت بيمارستان ها و درمانگاه ها در تركمن صحرا

 ويروس كورونا سراسر تركمن صحرا را فرا گرفته و از خط قرمز نيز عبور كرده است. دولت اسلامى هيچگونه اقدامى جهت مهار كردن پندميك و معالجه مبتلايان نكرده و بيماران را به حال خود رها نموده است. در شهر  بندرتركمن با ٦٠ هزار نفر جمعيت فقط يك بيمارستان وجود دارد، به همين خاطر اكثر مبتلايان به كرونا جايى دربيمارستان پيدا نكرده و در خانه هاى خود، بدون هيچگونه امكانات پزشكى، بسترى مى شوند. شهر هاى گوميشان( كوميش دپه) و خواجه نفس كه تركمن نشين و همجوار بندر تركمن هستند، حتى از يك بيمارستان هم برخوردارنيستند. از اينرو تمامى بيماران اين دو شهر نيز به بيمارستان بندر تركمن رجوع مى كنند. در حاليكه شهر فارس نشين بندر گز كه در حدود ١٥ كيلومترى بندر تركمن قرار دارد بيش از ٢٠ هزار نفر جمعيت ندارد، از دو بيمارستان برخوردار  است. اين تبعيض گرايى تمامى مناطق تركمن صحرا را شامل مى شود. منطقه جرگلان در تركمن صحرا با جمعيتى بالغ بر ٢٧٩٥٢ نفر تنها از يك درمانگاه برخوردار است. اين درمانگاه تا بهمن ماه سال جارى فقط روز هابيمار مى پذيرفت. در پى تلاش هاى نستوه اعضاى شوراى شهر يكه سعود به رياست حال محمد آخون درخشان،سرانجام اولياى امور استان خراسان شمالى مجوزى شبانه روزى شدن اين درمانگاه منطقه را صادر كردند(٤٨).

 

ترياك در تركمن صحرا به حد وفور و به قيمت نازل يافت مى شود

 بر اساس تحقيقات گسترده اى كه دكتر رضا ملك زاده، برنده مدال آژانس بين المللى سرطان، و تيم تحقيقاتى اش درپژوهش بزرگ ” كوهرت سرطان ” در ٣٢٤ روستاى تركمن صحرا و شهر گنبد درباره مصرف ترياك انجام داد، ترياكرا به عنوان ماده مخدر سرطان زا اعلام نمود. در تحقيقات علمى ” كوهرت سرطان ” ٥٠ هزار نفر در تركمن صحرامورد بررسى قرار گرفتند. از اين تعداد بيش از ٨٤٠٠ نفر به صورت مداوم روزانه نيم گرم مصرف ترياك داشتند. ميزان مرگ و مير در ميان اين  افراد به دليل افزايش ابتلا به بيمارى هاى تنفسى، قلبى و سرطان، بويژه سرطان مرى، ٨٦ درصد بيشتر از ديگران تشخيص داده شد(٤٩).

يكى از واردات عمده قاچاقچيان افغانى و ايرانى به كشور ما، كه به كمك عناصرى از سپاه پاسداران جمهورى اسلامى صورت مى گيرد، ترياك مى باشد. وحيد اشرفى، سرپرست شوراى مبارزه با مواد مخدر استان خراسان رضوى، در اين رابطه گفت: ” امروز شاهد هستيم كه ٣٠ درصد توليد ترياك افغانستان براى مصرف يا ترانزيت به ايران بارگيرى مى شود(٥٠).  

بنا به بیانیۀ وزارت خزانه‌ دارى آمریکا، سرتیپ غلامرضا باغبانی از فرماندهان ارشد ” نيروى قدس سپاه پاسداران”،  که بر منطقه مرزی افغانستان تسلط دارد، به قاچاق مواد شیمیایی برای تولید هروئین یاری رسانده و راه قاچاقچی‌های افغان را برای ارسال بار تریاک به درون مرزهای ایران باز گذاشته است(٥١). قاچاق مواد مخدر به نوشتۀ ” تایمز “:  ”  سالانه میلیاردها دلار نصیب سپاه پاسداران ایران می کند که هم اکنون هم انحصار قاچاق مواد مخدر در ایران را در دست گرفته است و هم با شبکه های تبهکار در جهان ارتباط دارد.”(٥٢).

تركمن صحرا به دليل نزديكى جفرافيائى به افغانستان بازار مناسبى براى محموله هاى ترياك است. حكومت اسلامى بخاطر تعلقات مذهبى تركمن هاى اهل تسنن و نيز مقاومت در برابر سياست آسيميلاسيون و تبعيض گرايانه اينحكومت، تركمن ها را مورد بى مهرى قرار داده و غير مستقيم تسهيلات لازم جهت پخش ترياك در سطح وسيع وفروش آن به قيمت نازل در تركمن صحرا را فراهم ساخته است.

 

غصب زمين و تغيير تركيب جمعيت در تركمن صحرا

 تركمن صحرا به دليل برخوردارى از زمين هاى وسيع و حاصلخيز جايگاه خاصى در كشور دارد. دولت اسلامى سياست تبعيض گرايانه خود را بر محور غصب زمين هاى تركمن صحرا و استحاله تركمن ها بنا نهاده است. كوچاندن تعداد كثيرى از شهروندان غير بومى به نواحى مراوه تپه در تركمن صحرا و قرار دادن زمين هاى غصبى وخانه هاى پيش ساخته در اختيار آنان، يكى از نمونه هاى اين سياست است. فزون بر آن، دولت از طريق نهاد هاى دولتى همانند بنياد مستضعفان، بنياد علوى و ستاد اجرائى فرمان امام زمين هاى تركمن ها را غصب نموده و آنها رابه قيمت نازل به افراد غير بومى مى فروشد.

دولت اسلامى حدود ٤٠ سال پيش سياست تغيير تركيب جمعيت تركمن صحرا را با كوچاندن زابلى هاى استان سيستان، كه برخلاف تركمن هاى سنى اهل تشيع هستند،آغاز نمود. در طول اين مدت نزديك به ٥٠٠ روستاى زابلى نشين با امكانات دولتى در تركمن صحرا ايجاد شدند(٥٣).  

 تمامى مناصب دولتى و اهم مقام هاى ادارى در تركمن صحرا نيز در اختيار زابلى ها قرار داده شده است. همچنين اعضاى شبه نظامى هاى بسيج در تركمن صحرا را،  كه عامل فشار و سركوب محسوب مى شوند، زابلى ها تشكيل مى دهند.

 

تبعات تبعيض

 تركمن صحرا كه قبل از استقرار جمهورى اسلامى يكى از ثروتمند ترين مناطق ايران بشمار مى رفت، ٤٢ سال پساز وقوع انقلاب اسلامى به دليل سياست تبعيض گرايانه دولت به يكى از فقير ترين مناطق كشور تبديل شده است. منطقه اى كه با معضلى به نام بيكارى غريبه بود، اكنون اكثر جوانان آن در جستجوى كار در اقصى نقاط كشور  پخش شده اند.

تركمن ها از حق تدريس زبان مادرى خود در مدارس و دانشگاه ها محروم هستند؛ آنها حق انتخاب اسامى تركمنى براى فرزندان خود را ندارند؛ پوشيدن لباس هاى سنتى براى زنان تركمن ممنوع است.

حكومت اسلامى اسامى تركمنى شهر ها و روستا ها را نيز تغيير داده و اسامى فارسى جايگزين آنها كرد. اين حكومت با تقسيم تركمن صحرا بين دو استان گلستان و خراسان شمالى، رسما نام تركمن صحرا را از سند دولتى ونقشه ايران حذف نمود.

به  موازات اين اقدامات رسما تبعيض گرايانه، تلاش دولت در جهت ترغيب و تشويق تركمن هاى اهل تسنن به تغييرمذهب و گرويدن آنان به مذهب شيعه اثنى عشرى با بكارگيرى امكانات مالى و ابزار هاى دولتى سير مى كند. كوچاندن هزاران خانوار زابلى از استان سيستان به تركمن صحرا به قصد تغيير تركيب جمعيت اين منطقه نيز درچهارچوب استراتژى مستحيل كردن تركمن ها در ملت غالب فارس صورت مى گيرد. هدف جمهورى اسلامى در نهايت هويت زدايى در تركمن صحراست. اين سياست خشن تبعيض گرايانه و نژاد پرستانه سردمداران حكومت خيانت به وطن و هموطنان تركمن است.

 

منابع استفاده شده:

 ١- اسماعيل مهاجر، مدير كل محيط زيست استان گلستان، همشهرى Online، ٢٤ مرداد ١٣٩٦).

٢- دويچه وله فارسى، ٢٢/١١/٢٠٢٠

٣- خط صلح، ٢٣ آگوست ٢٠١٦).

٤-  پايگاه اطلاع رسانى توركمن نيوز، ١٢ اسفند ١٣٩٩).

٥- بهرام رحمانى ، كار online، ١٣ اسفند ١٣٩٩، ٣ مارس ٢٠٢١

٦- دويچه وله، ٢٠٢١/٢/٢١

٧- آسيميلاسيون زبانى در ايران و چند آمار، بهزاد خوشحالى

٨- بهرام رحمانى، تبعيضات ناروا عليه اقليت هاى قومى و مذهبى در قانون اساسى ايران، گزارش حقوق بشر درايران

٩- توهرا، فعالان حقوق بشر تركمن صحرا، ٢٥ آذر ١٣٩٥).

١٠- آشنابى با منطقه خلخال، ياشار خلخالى، ١٩ ارديبهشت ١٣٩٢).

١١- خلاصه مديريتى مطالعات استانى طرح توسعه كسب و كار و اشتغال پايدار (تكاپو) استان گلستان، پاييز١٣٩٥

١٢- همانجا

١٣- همانجا

١٤- خط صلح، ٢٣ آگوست ٢٠١٦

١٥- توركمن صحرا مديا، صنعت پنبه در سراشيبى، سياوش نوروزى، ٣٠ مهر ١٣٩٦

١٦- همانجا

١٧- INDEPENDENT فارسى، ١ آبان ١٣٩٩، ٢٢ اكتبر ٢٠٢٠، دانيال بابايانى

١٨- خبرگزارى جمهورى اسلامى، استخراج نانو بلورى سلولز از ضايعات پنبه توسط محققان ايرانى، ١٧ ارديبهشت١٣٩٨

١٩- خلاصه مديريتى مطالعات استانى طرح توسعه كسب و كار و اشتغال پايدار (تكاپو) استان گلستان، پاييز١٣٩٥

٢٠- مجله دانشكده پزشكى دانشگاه علوم پزشكى مشهد، سال ٥٨، شماره ٩، آذر – دى ٩٤، صفحه ٥٣١ – ٥٣٨،سهيل           هشترخانى، معصومه اكبرى، ليدا جراحى، كبرى اطمينانى

٢١- دامدارى تركمن صحرا در حال نابودى، عليرضا صابرى، نشريه كشاورز، دوره/شماره ٥٢٠، فروردين ١٣٦٣،سازمان تحقيقات آموزش و جهاد كشاورزى، ص ١٠

٢٢- چهارمين كنگره علوم ترويج و آموزش كشاورزى و منابع طبيعى ايران، بررسى وضعيت اقتصادى و اجتماعىدامداران تركمن صحرا، على اكبر كريميان، احمد فتاحى، جلال آرخى، على اصغر بذرافكن، ١٣٩١

٢٣- دامدارى تركمن صحرا در حال نابودى، عليرضا صابرى، نشريه كشاورز، دوره/شماره ٥٢٠، فروردين ١٣٦٣،سازمان تحقيقات آموزش و جهاد كشاورزى، ص ١٠

٢٤- خبرگزارى برنا، ١٦/١/١٣٩٩

٢٥- صدا و سيماى مركز گلستان، ٢٣/٥/١٣٩٢

٢٦- پايگاه خبرى تحليلى گلستان ما، ١٥/١٢/١٣٩٩

٢٧- نبى الله خون ميرزايى رئيس سازمان شيلات ايران، خبرگزارى مهر، ٧ بهمن ١٣٩٩

٢٨- خلاصه مديريتى مطالعات استانى طرح توسعه كسب و كار و اشتغال پايدار (تكاپو) استان گلستان، پاييز١٣٩٥

٢٩- دانشجويان تركمن، پايگاه اطلاع رسانى تركمن صحرا، ٢٩ فروردين ١٣٩٩

٣٠- خبرگزارى فارس، اجتماعى، ١١/٣/١٣٨٩

٣١- همانجا

٣٢- همانجا

٣٣- مركز تحقيقات، صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، دانشكده علوم كشاورزى و منابع طبيعى گنبد كاووس،آشور محمد قره باش، ١٣٩٦

٣٤- همانجا

٣٥- گروه: استان خراسان شمالى، ١٧/٦/١٣٩٩

٣٦- خبرگزارى فارس، استانها، استان خراسان شمالى، ١١/١١/١٣٩٩

٣٧- مجله ويستا، ٢٥ اسفند ١٣٩٩؛ منبع:  روزنامه خراسان

٣٨- گروه: استان خراسان شمالى، ١٧/٦/١٣٩٩

٣٩- علوم و فنون كشاورزى و منابع طبيعى/ سال يازدهم/ شماره چهل و يكم(ب)/ پاييز ١٣٨٦، نقش جنگل تراشى،قرق و تخريب مراتع بر شاخص هاى كيفيت خاك در اراضى لسى استان گلستان، فرشاد كيائى، احمد جلاليان،عباس پاشايي و حسن خادميان

٤٠- دويچه وله فارسى، ٣٠/٣/٢٠١٩

٤١- محمود نسركانى مدير آموزش و پرورش شهرستان آق قلا

٤٢- پايگاه اطلاع رسانى و خبرى جماران، ١٧/٩/١٣٩٧

٤٣- روزنامه-خراسان-شمالى، محمود نجاهى، ١٠/٥/١٣٩٨

٤٤- كيهان، ١٩ آذر ١٣٩٧

٤٥- مجله ويستا، ٢٥ اسفند ١٣٩٩؛ منبع: روزنامه خراسان

٤٦- خبرگزارى جمهورى اسلامى، استان خراسان شمالى، ٢٦ شهريور ١٣٩٩

٤٧- خبرگزارى جمهورى اسلامى، استان گلستان، ٢٠ آذر ١٣٩٩

٤٨- خبرگزارى فارس، استان خراسان شمالى، ١١/١١/١٣٩٩

٤٩- اقتصاد آنلاين، ٢٠/١٠/١٣٩٦؛ دهمين كنگره بين المللى دانش اعتياد، مركز همايش هاى رازى دانشگاه علومپزشكى ايران در تهران از ٢٤ تا ٢٦ شهريور ١٣٩٥؛ توهرا، فعالان حقوق بشر تركمن صحرا، ١٣٩٥

٥٠- پايگاه اطلاع رسانى اخبارتركمن، ٢ تير ١٣٩٧

٥١- دويچه وله فارسى، ٨ مارس ٢٠١٢

٥٢- تايمز، ١٧/١١/٢٠١١؛ RFI، ١٧/١١/٢٠١١، ناصر اعتمادى

٥٣- توهرا، ٢٩ آذر ١٣٩٥

 

كلن، ٢١ مارس ٢٠٢١

 

 

 

 

 

 

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن