اسناداقتصادیترکمن صحراتورکمن صحرادوره پهلوی دومدوره رضاشاهرویدادهاسیاسی

سند زمین زراعی غصبی تورکمن بنام دختر جان محمدخان علائی، جلاد ملت تورکمن!

غصب اراضی تورکمن

« پس از رسیدن اردو به پیشکمر سرکردگان ترکمن ها را که در جنگل ها دسته دسته متواری بودند و عده زیادی هم از گوکلان ها که عیال و اطفالشان در تحت تسلط اردو مانده بودند از خاک روسیه با اسب و اسلحه تقاضای تامین جان کرده تسلیم می شدند کردند. ده روز از این ماجرا گذشت معلوم شد هیچ ترکمنی تقاضای تامین نمی کند. چرا که جان محمد خان شروع به تیرباران نمودن تراكمه تسلیم شده و یا در جنگ به اسارت در آمده و یا تا این موقع و در زندان بودند، نمود؛ بطوری که این کشتار و وحشت در تمام اردو پخش شد. ماها که نزدیک جان محمد خان بودیم هم به هراس افتادیم.»

در بجنورد در یک روز او  سر ۱۰ نفر از مشایخ محل و ۶۵ نفر از رؤسای ترکمن در مشهد و بجنورد بالای دار می‌برد. ملک الشعراى بهار در توصیف این قتل عام می‌نویسد: «با فوجش وارد ترکمن صحرا شد و به هر روستایى رسید، جوانان روستا را از پیران جدا کرد و حکم به قتل آن‌ها داد.»

پس از سرکوبی خونین قیام دهقانان تورکمن و رهبری آن یعنی ستاد شوراها و ربودن و کشتن رهبران ملی ملت تورکمن، توماج، مختوم، واحدی و جرجانی، رژیم ج. اسلامی، دهقانان تورکمن زمین های غصب شده خویش را که در نتیجه قیام 57 از فئودالها و عوامل دربار شاه پس گرفته بودند، دوباره به غاصبان و فرزندان آنها باز میگرداند، نمونه ها یکی دوتا نیست، فرزندان افسران فراری از آنسوی اقیانوس ها دوباره در منطقه سبز شده ادعای زمین می کند و دادگاه های رژیم نیز با استناد به اسناد زمین تورکمن را به آنها باز می گرداند. در زیر یک نمونه آنرا مشاهده می کنیم.

سند زیر که از یکی از مراکز ثبت اسناد و قولنامه در گرگان بدست مرکز مطالعات رسیده گویای آن است که قاتل هزاران تورکمن در منطقه شرق یعنی گوگلانها و اطراف مراوه تپه، فرمانده وقت لشکر خراسان سرهنگ جان محمد خان علائی دولو (آذری) برای خود زمین های شمال آق قالا (پهلویدژ سابق) تا مرز شوروی (تنگلی) را غصب کرده بود. با عزل جان محمد خان این اراضی در تاریخ 30 خرداد 1345( پانزده سال پس از مرگ جان محمد خان) توسط اداره ثبت اسناد و املاک- شعبه بندرگز به شماره 262/4 بنام دختر وی بنام معصومه فلوریز دولو امیرعلائی (فولادوند) ثبت می شود. سند مجددی نیز توسط جمهوری اسلامی تأئید می شود که خانم نامبرده را تبعه دولت ایران معرفی می کند. ورثه جان محمدخان اکنون در تلاش اند تا در قطعات یکهزار متری این زمنها را به فروش رسانیده پول آنرا به جیب بزنند.

حدود مشخصات اراضی در صفحه چهار سند بشرح زیر درج شده است:

حدود مشخصات. شمالا بطول یکهزار مترمر بجاده صحرائی که ماورا جاده زمین تیمسار سرتیپ صفاری است، شرقا بطول یکهزار متر بجاده پهلویدژ بطرف مرز تنگلی، جنوبا بطول یکهزار متر به قطعه یک، غربا بطول یکهزار متر به قطعه یازده مهندس صادق زاده. فواصل خطوط مستقیم معروض است.

اندکی درباره جنایات سرتیپ جان محمد امیرعلایی ملقب به فرعون خراسان

او که در کودتای ۱۲۹۹ رضاخان در زمره افسران زیر دست میرپنج بود و آجودان احمدشاه، پس از خلع رسمی قاجار‌ها در اسفند ۱۳۰۳ خورشیدی به فرماندهی لشکر شرق منصوب می‌شود و پس از آن هم با سمت شهردار، امور بلدیه را به دست می‌گیرد و به دلیل ظلم و ستم بی مانندش به «فرعون خراسان» معروف می‌شود. فرعون خراسان، سردار معزز و چند تن از برادران، داماد و نزدیکان او را به مشهد فرا‌ می‌خواند و بر دار می‌کشد. در روز اجرای حکم قرار بوده چهار نفر اعدام شوند، اما جان محمد قرعه کشی می‌کند و طناب شقاوتش را بر گردن سه تن بی گناه دیگر از خاندان شادلو نیز می‌اندازد و هفت نفر را نفس می‌برد، در حالی که بچه‌های آنان را به صف کرده و حکم می‌کند که صحنه مرگ پدران خود را با چشم باز ببینند. کار، اما به اینجا ختم نمی‌شود و او در همین روز سر ۱۰ نفر از مشایخ محل و ۶۵نفر از رؤسای ترکمن‌ها در بجنورد و مشهد را هم بالای دار می‌برد. ملک الشعراى بهار در توصیف این قتل عام می‌نویسد: «با فوجش وارد ترکمن صحرا شد و به هر روستایى رسید، جوانان روستا را از پیران جدا کرد و حکم به قتل آن‌ها داد.»

در ایام جنبش جمهوریخواهی تورکمنها و شورش علیه حکومت مرکزی لشکر خراسان بسرکردگی سرتیپ جان‏محمدخان در سال 1304 براى سركوبى مردم بجنورد و ایل شادلو، به بدرانلو رفته پس از بازدید فوج پولادین وارد بجنورد شد و به كشتار دسته‏جمعى دست زد. روزنامه‏ى رویتر در شماره‏ى 1872 خود چنین نوشته است:… ده نفر از مشایخ محلى در خود بجنورد و شش‏هزار و پانصدوچهل و چهار نفر از روساى اشرار از جمله دهها تن از سران ترکمن كه دستگیر شده بودند در میدان حزب اعدام شدند. بعد از اعدام سردار معزز،  در سال 1304 سرتیپ جان‏محمدخان مامورینى به بجنورد فرستاد تا آنچه از نقدینه و جواهر و فرش و گوسفند دارد تصرف نمایند. سردار پنج بسته جواهر مرغوب و ممتاز داشت كه قسمت اعظم آن به جان‏محمدخان داده شد. تعداد زیادى قالى و قالیچه به مشهد حمل گردید. تعداد اسبها و گاو و گوسفندى كه از بجنورد و قراء مجاور مانند اسفراین و نردین ضبط و به مشهد برده شد، فوق‏العاده زیاد بود و تمام آنها فروخته شد و پول آن به جیب جان‏محمدخان وارد شد.»

« پس از رسیدن اردو به پیشکمر سرکردگان ترکمن ها را که در جنگل ها دسته دسته متواری بودند و عده زیادی هم از گوکلان ها که عیال و اطفالشان در تحت تسلط اردو مانده بودند از خاک روسیه با اسب و اسلحه تقاضای تامین جان کرده تسلیم می شدند کردند. ده روز از این ماجرا گذشت معلوم شد هیچ ترکمنی تقاضای تامین نمی کند. چرا که جان محمد خان شروع به تیرباران نمودن تراكمه تسلیم شده و یا در جنگ به اسارت در آمده و یا تا این موقع و در زندان بودند، نمود؛ بطوری که این کشتار و وحشت در تمام اردو پخش شد. ماها که نزدیک جان محمد خان بودیم هم به هراس افتادیم.» (خاطرات میرزا محمود صارم الممالک درگزی  ناشر: شیلان. سال چاپ: 1389)

در سال 1297 ش وثوق‏الدوله رئیس‏الوزراى وقت بنا به تقاضاى برادرش قوام‏السلطنه، فرمانرواى كل خراسان و سیستان، اداره استرآباد را هم ضمیمه حكومت بجنورد كرد.

حسب امر شاه پیش می‌رود، اما هنوز به دوقدمی فرمانده لشکر نرسیده بود که خود جان محمد سردوشی هایش را می‌کند و پیش پای شاه می‌اندازد. جان محمدخان و چندتن از همکارانش را تحت الحفظ به تهران می‌برند و همه دارایی اش نیز به نفع شاه ضبط می‌شود.

گویا جان محمد مدتی بعد آزاد می‌شود و به صورت بی نام ونشان در تهران به زندگی خود ادامه می‌دهد، با این شرط که هرگز حق خروج از خانه را ندارد.دختر جان محمد که برای آرایش ناخنش به پیرایشگاه رفته بود، به سبب ورود میکروبی در زیر ناخنش، بیمار می‌شود و بعد از چند روز هم فوت می‌کند. مدتی بعد هم پسرش، که خلبان نیروی هوایی بود، در پی سقوط هواپیمایش کشته می‌شود. این دو حادثه جان محمد قصی القلب را تا پایان عمر (۱۳۳۰) خانه نشین کرد. می‌گویند در شهریور ۱۳۲۰ جمعی از مطبوعات و نمایندگان مجلس، خواستار محاکمه او می‌شوند، اما او از اجرای حکم نجات یافت و ۱۰ سال بعد بر اثر سکته قلبی در خانه اش فوت کرد.

تهیه و تنظیم:

آ.گلی

مرکز مطالعات تورکمن. سوئد 26 جولای 2023

 

 

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن