از خاطرات و تجربیات دیگراناسناداعلامیه هاتاریخیترکمن صحراتورکمن صحرارویدادهاسیاسی

سرکوبی تورکمنها، رضاشاه-زاهدی و قاضی القضاتی رجب آخون

به هنگام قشونکشی رضاخان به تورکمنصحرا، زاهدی از خدمات و همکاری رجب آخون در کومیش تپه یاد می کند. که در اینجا گوشه ای از آنرا نقل می کنیم. شایان ذکر است که بلافاصله پس از اشغال تورکمنصحرا رجب آخون به قاضی القضاتی تورکمنها منصوب می گردد.

پنج شنبه ۱۰ مهر ۱۳۰۳ش. ۲ اکتبر ١٩٢٤م.

کارگزار بندرجز به اطلاع وزارت جنگ رساند که رجب آخوند با ارسال نامه ای به او اطاعت خود را از دولت ایران اعلام کرده است. وی افزود که این ابراز اطاعت تا اندازه ای مفید است. رجب آخوند در عملیاتی که عثمان آخوند مرتکب شده بود شرکت نداشته با این حال وضعیت فعلی صحرا طوری است که هر آینه به اسرع اوقات جلوگیری نشود اولیای محترم دولت در آتیه دچار بسی مشکلات خواهند گردید.

یک شنبه ۲۸ تیر ۱۳۰۴ ش / ۱۹ ژوئیه ۱۹۲۵م.

امروز رجب اخوند پس از بازگشت از سفر استرآباد که در آنجا مذاکراتی با فرمانده بریگاد شمال داشته به گمش تپه آمده در میان جعفربایها به شدت تبلیغ کرد که از مبارزه دست بکشید.

چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۰۴ ش / ۲۹ ژوئیه ١٩٢۵م.

درخواست تامین توسط رجب آخوند

حاجی رجب آخوند، از قضات مشهور ترکمن و از طایفه قرنجیک با نگاشتن نامه ای خطاب به حاکم استرآباد برای طایفه اش تقاضای تامین کرد حاکم استرآباد به او پیشنهاد کرد طایفه قرنجیک به حدود بندرجز یا استرآباد نقل مکان کند تا هنگام هجمه به ترکمنها در امان باشد. ترکمن ها که از قصد حاجی رجب آخوند مطلع شدند، تهدید کردند هر طایفه ای نقل مکان نماید از هستی ساقط خواهد شد.

حاج عبدالغفور اخوند ،آهنگری متولد ۱۲۸۷ ش گمش تپه که خود شاهد این وقایع تاریخی بوده در کتاب خود آورده است؛ قشون وقتی که به خوجه نفس ،رسید همه از مقابل قشون فرار کردند در همان روز نظامیان یک نفر از طایفه ی دیه جی با شخصی به نام حاجی محمد حاجی خوجایین که گاوچران بود و از قراسو میآمد را دستگیر کرده نزد سرتیپ زاهدی آوردند. سرتیپ زاهدی سوال کرد؛ تو کی هستی؟ و چکار میکنی؟ جواب شنید که من حاجی محمد ،هستم من در قراسو گاو دارم الان هم از سرکشی آن جا میایم و اگر اجازه بدهید به گمش تپه می‌روم. سرتیپ زاهدی نامه‌ای نوشته به دست حاجی محمد داده، گفت که این نامه را به رجب آخوند برسان وی پس از دریافت نامه مستقیم نزد رجب آخوند آمده نامه را تحویل داد. رجب آخوند نیز پس از خواندن نامه مردم را جمع کرد و گفت: در این نامه نوشته شده است. که تسلیم قشون شوید، اگر تسلیم شوید مال و جانتان در امان است. در آن روز هر کس که به رجب آخوند اعتماد داشت از گمش تپه فرار نکرد و در همانجا ماند پس از آن رجب آخوند دستور داد که بر بالای خانه ها پارچه ی سفید نصب کنند مردم در حال نصب پارچه ی سفید بودند که قشون که انتهای آن نا معلوم بود وارد گمش تپه شد. رجب آخوند و برخی از بزرگان به پیشواز قشون در آمده به سرتیپ زاهدی و همراهانش خیر مقدم گفتند تمام ساختمانها در اختیار صاحب منصبان و امراء قشون قرار داده شد. از آن نظامیان در غرب گمش تپه مستقر شده شامگاه و صبحگاه مشق نظامی میکردند.

پنج شنبه ۲۸ آبان ۱۳۰۴ش. ۱۹ نوامبر ۱۹۲۵م

پس از اشغال ترکمن صحراء رجب اخوند و آناجان آخوند یارعلی به تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۰۴ ش با همراهی آتاحاجی[خوزینی-گ] بردی بای و محمد‌حاجی جهت حضور در مجلس موسسان عازم تهران شدند. حضور آنان در تهران به نظر مقامات ایرانی دستاوردهای ایرانی در کار محو قیام ترکمن ها بود.

انتصاب رجب آخوند به قاضی القضاتی

نظر بمراتب خدماتی که در طریق دولتخواهی از رجب آخوند مشهود گردیده برای مزید مفاخرت مشارالیه را بصدور این فرمان همایون بسمت قاضی القضاه طوايف تراکمه سرافراز و قرین امتنان فرمودیم که امیدوار بوده و از هر حیث مفتخر و مستظهر باشد.
                                                 بتاریخ دوازدهم دی یکهزار و سیصد و پنج شمسی

تهیه و تنظیم:

آ.گلی

ژانویه 2024

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن