اخبار ویژهاعلامیه هاتورکمن صحرارویدادهاسیاسیملی

ریش سفید تورکمن به فرزندانش دروغ نمی گوید!

نگاهی به بیانیه اخیر "یاشولی های" ترکمن

مرکز مطالعات تورکمن―چند روز پیش بیانیه جمعی از “ریش سفیدان، معتمدین، اصناف و پیشکسوتان فرهنگی و اجتماعی گنبدکاووس و ترکمن‌صحرا” را در سایت الکامیز و بازنشر آن را در وبلاگ گفتمان ترکمن مشاهده کردم که در آن به جوانان هشدار داده میشود که در تظاهرات اعتراضی شرکت نکنند… و تجربیات خویش را به رخ کشیدند که چسان در اوائل انقلاب به گفته آنان افراد غیربومی و مخالف با اصل انقلاب و اسلامیت آتش فتنه و نفاق قومی و مذهبی را در منطقه افروختند.

  • آیا اختلاف مذهبی را در اوائل انقلاب انقلابیون تورکمن براه انداختند یا اینکه این اختلاف در ماهیت خود رژیم نهفته بود. رسمیت بخشیدن به مذهب صفویه شیعی و عدم سپردن پست های کلیدی به سنی مذهبان و حتی اجازه ندادن به ساخت مسجد اهل سنت در تهران و ایجاد زیارتگاه ابولوء ها … آیا این اختلافات را آنه قلیچ آخوندها براه انداختند یا انقلابیون پرشور- به قول شما غیربومی؟—آیا سند و مدرکی دارید که این افراد غیربومی چنین کاری کرده باشند، بفرمائید رو کنید؟ در عوض این انقلابیون غیربومی بنابه رهنمود رهبران ملی تورکمن دائما در ایجاد رابطه دوستی بین ساکنین منطقه؛ زابلی، بلوچ، ترک و تورکمن شب و روز تلاش کرده آنها در یک صف به تظاهرات فرا می خواندند- آقایانی که خود را یاشولی و پدران سالخورده معرفی می کنند چرا به نسل جوان تان دروغ تحویل می دهید؟ خجالت هم خوب چیزی است. اگر از مبارزات سراسری دفاع نمی کنید، حداقل سکوت کنید تا فردا بتوانید به چشم این نسل نگاه بکنید.

بیانیه از سیر تا پیاز قلب واقعیات می باشد که در ادامه نوشتار آنرا بیان خواهم کرد.

با مشاهده این بیانیه “ریش سفیدان…” بی اختیار به یاد چند واقعه تاریخی از این دست آنهم درست در بحبوحه تظاهرات سراسری ضدشاهی سال 1357 افتادم. اولین واقعه مربوط به کومیش دفه می باشد.

با تعطیلی دانشگاها دانشجویان راهی شهرها و روستاهای خود شدند من هم بخانه بازگشتم. با آغاز مهرماه و اعتصاب سراسری معلمین شروع شد، فرهنگیان منطقه نیز در کومیش دفه جمع شده دست به تظاهرات زدند، دانشجویان و دانش آموزان همراه با معلمین شروع به راهپیمائی ضدشاهی کردند که ناگهان طلاب دینی مدرسه عبدی جان آخون نبوی نژاد برهبری دامادش حمید آخون قولی با چوب و چماق به جان ما افتادند، چنان کتکی نوش کردیم که دردش را تابه امروز می توانم حس کنم. پدر این آخوند، یعنی آمانگلدی آخوند نیز جزو اولین ریش سفیدان و روحانیونی بود که به رضاشاه در کومیش دفه خیرمقدم گفت (عکس پیشوازشان موجود می باشد) بعداز کتک کاری، اعلامیه هایی در شهر چسباندند که گفته شده ما به مخالفین شاهنشاه اجازه قدعلم کردن در شهر را نخواهیم داد… پس از سقوط شاه، این شخص فورا تغییر موضع داده جزو مقرب درگاه نورمفیدی و بالاخره امام جمعه کومیش دفه شد… باقی قضایا بماند برای بعد…

دومین واقعه مربوط به آنه قلیچ آخون نقشبندی و آخوندهایی همپالکی وی می باشد که پیرو شیخ عثمان نقشبندی ساواکی بود و آب کثیف پس از طهارت وی را به عنوان تبرک از کردستان می آوردند و بخورد تورکمنهای احمق شده می دادند. آین آخوندها، در آبان ماه اعلامیه شیخ عثمان را در منطقه پخش میکردند که در آن تأکید شده بود که هرکس برعلیه سلطان وقت (منظور محمدرضاشاه) قیام کند زنش بر او حرام است و نماز خواندن پشت سر همچنین آخوندایی گناه است… تا اینکه شاه از کشور فرار کرد و جنبش طرفداران قانون اساسی برهبری بختیار و بقایای حزب رستاخیز شروع شد. اینبار آخوند نقشبندی که سابقه سیاهی در ماجرای کودتای 28 مرداد سیا-اینتلجنس سرویس- آیت الله کاشانی داشت، به همراه ساواک گنبد، رئیس ژاندارمری و رئیس مرزبانی ناحیه اترک واقعه شوم 20 بهمن گنبد را پایه ریزی کردند. واقعه‌ای که در آن چند نفر غیرترکمن کشته شدند و این امر سبب پیدا شدن کینه و عقده بین ترک و ترکمن شد که انفجار آنرا در فروردین و بهمن 1358 دیدیم.

حالا برگردیم به اعلامیه اخیر این آقایان!

همانطور که در بالا نیز گفتیم یک آق ساقغال و ریش سفید هرگز به فرزندان ملت خویش دروغ تحویل نمی دهد و باعث گمراهی آنها نمی شود. می گوئید چطور؟ بگذارید به خود محتوای اعلامیه رجوع کنیم:

در سطر اول اعلامیه به اعتراضات سراسری وقایع ناگوار گفته شده و گویا آن موجب تألم و تأثر عمومی جامعه شده است. یعنی این اعتراضات بجای شکوفا شدن امیدها برای رهایی از ستم این رژیم فاسد و ضدبشری، گویا باعث ناراحتی این آقایان شده است که نباید دست به چنین کاری زده می شد. یعنی این آقایان بجای حمایت از جنبش اعتراضی حداقل می توانستند سکوت کنند تا اینکه آنرا ناگوار بخوانند.

در پاراگراف دوم این آقایان تظاهرات اعتراضی جوانان جان برکف را دسیسه آمریکا و صهیونیسم و همگام با خواسته های آنان تلقی کرده چنان به رئیسی دل بسته می شود که ایشان به خانواده های قربانیان تسلیت گفته و اظهار همدردی کرده و دستور پیگیری قضائی داده است. گویا آقایان فراموش کردند که خود امثال رئیسی ها عامل بوجود آمدن چنان فجایعی در کشور می باشند که بالاخره منجر به انفجار اجتماعی گردید.

این آقایان حتی اندک رسانه های داخلی !! و خارجی را که خبر تظاهرات را منتشر کردند را جوسازان کاذب معرفی کرده از مقامات می خواهند که “معاندان” و عوامل مشکوک را تحت پیگرد قانونی قرار دهند، یعنی به سخنی دیگر کشتار و ضرب و شتم جوانان پر شور را کافی ندانسته خواهان بازداشت آنها نیز می شوند که این امر به گفته این آقایان سبب آرامش روانی و اجتماعی خواهد شد.

در پارگراف “و اما سخنی…” لپ کلام گفته شده است. این آقایان این بار خود را پدران سالخورده و یاشولی معرفی کرده چنان حقایق را وارونه می کنند که رژیم ضد تورکمنی نتوانسته بود. می گوئید چگونه؟

  • در بیانیه این آقایان جنبش انقلابی رهبران ملی مان در اول انقلاب در راستای بازپسگیری زمینهای غصبی و احیا سنن ملی و فرهنگی را منتسب به افراد معدود غیربومی کرده که مخالف با اصل انقلاب و اسلام بوده و نبز سوء استفاده کنندگان از جسارت و احساسات جوانان پاک منطقه بودند… و این غیربومیان آتش نفاق و اختلاف قومی و مذهبی را برافروخته و رشته پیوند برادری چندین صدساله لطمه زدند…یعنی بنابه اظهار فضل! این آقایان توماج ها، مختوم، واحدی و جرجانی ها و… که برای بهروزی خلق و ملت خویش جان برکف به میدان آمدند دشمنان انقلاب و اسلام بوده و سبب چیزهایی که به دروغ در چند سطر گذشته نقل کرده ایم شده اند. راستش جنبش انقلابی رهبران ملی مان آنچنان خروشان بود  و لرزه بر اندام کل نظام انداخت، جنبش آنچنان شکوفا بود که حتی رهبران سازمانهای سیاسی چپ که سابقه طولانی چندین ساله در مبارزه علیه شاه را نیز داشتند با حیرتی وصف ناپذیر به مشاهده حرکات انقلابی فرزندان تورکمن شتافتند که از تجربیات شوراها بیاموزند. شعار “درود بر سرزمین شوراها” نتیجه آن همه جانفشانی ها بود که در مطبوعات چپ و مخالف با رژیم ولایت فقیه در تهران منتشر می شد. این بود که رژیم به منظور کم رنگ کردن این جنبش و زدن انگ تهمت و دروغ، بر این طبل می کوبید که هدایت کنندگان جنبش شوراهای تورکمنصحرا غیربومیان- یا چریکهای فدائی هستند. اگر این حرف رژیم درست بود چرا از دماغ حتی یکی از آنان قطره خونی جاری نشد، چرا یکی شان دستگیر و محاکمه نشد… که هیچ، راست راست در مقابل حاکمان و پاسداران در تلویزیون ظاهر شدند. در بیانیه این آقایان شرکت جوانان تورکمن در بازپسگیری زمینهای غصبی و فعالیتهای شورایی را ناشی از سادگی شان و فریب خوردن توسط غیربومیان قلمداد کرده در واقع به جوانان نسل 57 و 58 توهین کرده به جوانان نسل حاضر دروغ تحویل می دهند.
  • آیا اختلاف مذهبی را انقلابیون تورکمن اوائل انقلاب براه انداختند یا اینکه این اختلاف در ماهیت خود رژیم نهفته بود. رسمیت بخشیدن به مذهب صفویه شیعی و عدم سپردن پست های کلیدی به سنی مذهبان و حتی اجازه ندادن به ساخت مسجد اهل سنت در تهران و ایجاد زیارتگاه ابولوء ها … آیا این اختلافات را آنه قلیچ آخوندها براه انداختند یا انقلابیون پرشور- به قول شما غیربومی—آیا سند و مدرکی دارید که این افراد غیربومی چنین کاری کرده باشند، بفرمائید رو کنید؟ در عوض این انقلابیون غیربومی بنابه رهنمود رهبران ملی مان دائما در ایجاد رابطه دوستی بین ساکنین منطقه؛ زابلی، بلوچ، ترک و تورکمن شب و روز تلاش کرده آنها را در یک صف به تظاهرات فرا می خواندند- آقایانی که خود را یاشولی و پدران سالخورده معرفی می کنید چرا به نسل جوان تان دروغ تحویل می دهید؟ خجالت هم خوب چیزی است. اگر از مبارزات سراسری دفاع نمی کنید حداقل سکوت کنید تا فردا بتوانید به چشم این نسل نگاه بکنید.
  • در بیانیه این آقایان تلاش پرشور انقلابیون با عباراتی نظیر “بهانه های واهی فرهنگی و سیاسی و ارضی و امثالهم” بیان می شود. یعنی از نظر این “یاشولی ها و پدران سالخورده”، ستم ملی و اقتصادی، که خود باید داغ و درفش ستمشاهی را بلحاظ فرهنگی و سیاسی و آواره شدن از خاک و زمین شان با گوشت و پوست لمس کرده باشند، این چنین کم بها و توهین وار تلقی نمی شد. فرهنگ ما را نزدیک به صد سال زیر چکمه هایشان له و لورده کردند، رهبران سیاسی ما را از 1318 تاکنون در زندانها پوسانیدند. از زندان قصرقجر و قزل حصار گرفته تا اوین در تمامی دیوارها این توستاق خانه ها لخته های خون شکنجه شدگان تورکمن نقش بسته است، چطور انها را واهی می خواهید؟ یا شما به دروغ یاشولی هستید و یا پدران سالخورده ای که چیزی از تاریخ تان نمی دانید، می باشید. چطور غصب زمین هایمان توسط املاک رضاشاهی و محمدرضاشاهی را به سخره می گیرید؟ چطور جنایات مزین را ندیدید و نتیجه آنرا به نسل جوان نمی رسانید؟ چطور شما غصب بهترین اراضی توسط صاحبان پنیر صباح زابلی را نمی بینید و اعتراض جوانان تورکمن را آشوب و اغتشاش می خوانید و یا آنرا مخدوش اعلام می کنید. حیف حیف که نمی توانم صفحات سفید کاغذ را باکلماتی که شایسته شماست آلوده کنم. بالاخره این جزیره امن کذائی شما بزودی با طوفان سهمگینی روبرو خواهد شد که شما نیز از آن در امان نخواهید ماند. این سرنوشت محتوم آنهائی است که در مقابل سیل خروشان مردمی ایستادند.
  • جنبش جوانان ما به لحاظ موقعیت خاص منطقه نظیر- وجود پست فرمانداری ویژه در گنبد یعنی آزاد بودن دست مقامات در جنایات علیه فرزندان ما، نبودن هیچگونه پشتیبان و حامی در دستگاههای دولتی بشدت سرکوب می شود. به نظر راقم این سطور جوانان ما باید از هشداری بالائی در حرکت خویش برخوردار بوده و کمترین آسیبها را متحمل شوند.
  • اشاره کردن به باقی مسائل روز- سختی معیشت، اصول کهنه شده 15 و 19 را به خودتان حواله می کنم که می خواهید با اشاره به آن کمی وجدانتان را آرام کنید- فایده ندارد.
  • در خاتمه می خواهم به این نکته اشاره کنم برخی از افرادی که امضای خود را پای این بیانیه گذاشتند، کسانی بودند که آرزو داشتند یکبار هم که شده وارد ساختمان “ستاد مرکزی شوراها” و یا “کانون فرهنگی سیاسی” بشوند که حالا به چنین سطحی افول کردند. خود دانند.

آ.گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن

سوئد. 26 اکتبر 2022/ 4 آبان 1401

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن