رویدادها

روستای زابلی نشین “وحدت” سد وشمگیر تنها یک نمونه است!

که در تمامی این پروسه50 ساله غصب اراضی همراه با کشتار و شکنجه و آه و فغان و اشک و خون همراه بوده است که برای اطلاعات دقیق تر از این فاجعه ملی می توانید به کتاب ارزشمند مرحوم دکتر منصور گرگانی تحت عنون “مسئله زمین در صحرای ترکمن” و اسناد بیشمار مبارزه تورکمن ها علیه غاصبان که در “سازمان اسناد و کتابخانه مرکزی تهران” نگهداری می شود، مراجعه نمائید.

و اما فاجعه بارتر از غصب زمین که در بالا بدان اشاره ای کردیم، کوچانیدن زابلی ها و بلوچ ها بعنوان کارگری بر روی اراضی غصب شده تورکمن ها می باشد. ژنرال های ستاره بدوش و فئودال ها و ارباب های مهاجم نظیر اویسی ها و فاریابی ها… بخوبی می دانستند که تورکمن هایی که کینه و انتقام سراسر وجودشان را فراگرفته بود، هیچوقت در اراضی غصب شده خودشان برای ارباب غاصب مزدوری نخواهند کرد و در فرصت مناسب خنجر انتقامشان را فرو خواهند آورد، به همین منظور غاصبان بنابه دستور اسدالله علم- بعدها بخاطر همین خوش خدمتی به وزیر دربار و مشاور شاه ارتقاء یافت، زابلی ها و سیستانی ها را به منطقه تورکمن صحرا کوچانیدند تا هم کارگر مزدوری ارزان باشند و هم اینکه تناسب جمعیتی تورکمن صحرا را به زیان تورکمن ها برهم بزنند که این پروسه تا آخرین سالهای حکومت محمدرضا پهلوی ادامه یافت که نویسنده شوونیست فارس “باستانی پاریزی” در کتاب “هشت الهف” اش  زیر رو شدن زمین در ترکمن صحرا و تلنگر خشم خدا علیه تورکمنها نامیده و از آن با خشنودی یاد می کند.

با سقوط شاه و برقراری حکومت شورایی در تورکمن صحرا که یکسال و نیم دوام آورد، پروسه کوچانیدن سیاسی سیستانی ها متوقف شد ولی از فردای ترور رهبران شوراها- توماج و یارانش- و ایجاد جو ترور و وحشت توسط جلاد رژیم- خلخالی- زابلی های شیعه بعنوان نورچشم رژیم در منطقه شناخته شده و قسمت اعظم زمین های شورایی را به آنها اختصاص داده و آنها را از همه نوع خدمات دولتی بهره مند ساختند، که این اواخر مسلح شدن شان نیز افشا گردید. از این کوچ داده شدگان در سرکوب مردم تورکمن استفاده می کنند، آنها را در رأس امور اداری و کارهای دولتی منصوب می کنند، آنها را بعنوان نماینده مردم منطقه به مجلس می فرستند و…

و اما یک فاجعه دیگر نیز به فجایع فوق اضافه گردید و آن ایجاد شهرک ها و روستاهای زابلی نشن در قلب تورکمنصحرا و حتی در نقاط مرزی بین تورکمن صحرا و تورکمنستان می باشد. گرچه تعدادی از این روستاهای زابلی نشین در زمان شاه احداث شده بود ولی آنها بعنوان سازمان کشاورزی شناخته میشدند و شناسنامه روستا شدن نداشته و ثبت رسمی نمی شدند ولی بعداز ایجاد جو خونین و ترور در تورکمنصحرا و مسلح کردن این کوچ داده شدگان توسط سپاه و دیگر عوامل امنیتی منطقه، آنها در واقع به ارباب بالاسر تورکمن ها مبدل شدند. زمین های پر آب و حاصلخیز را به تصرف خود در آوردند. که یک نمونه آن همین روستای “وحدت” زیر سد وشمگیر است که در گزارش “مهر” به فقر و بدبختی آنها اشاره می شود. یک هدف دیگر  و سیاست رژیم از ایجاد روستاهای مصنوعی برای این کوچ داده شدگان، ایجاد سد حائل بین تورکمن های دو طرف مرز نیز می باشد که نتوانند در یک سرزمین واحد در کنار هم زندگی کنند، که زهی خیالات باطل که هرگز نخواهند توانست.

فاجعه دیگری که بدنبال این پروسه کوچ پدید آمد، رواج وسیع قاچاق– در واقع تجارت علنی- توسط مافیای زابلی هاست. آنها براحتی در منطقه تورکمنصحرا به امر تجارت و فروش تریاک می پردازند که سبب خانه خرابی اهالی تورکمن صحرا و سیه روزی آنها می شود. برای معتاد زمین دیگر ناموس بحساب نمی آید و حتی ناموس اش را هم ناموس نمی شمارد که براحتی از چنگ اش در می آورند که این پدیده شوم و این فاجعه در کنار فجایعی که در بالا برشمردیم تابه امروز ادامه دارد.

در گزارش “خبرگزاری مهر” گفته می شود که روستایئان “وحدت” از نعمت آب آشامیدنی و لوله کشی گاز بی بهره ماندند. البته حالا خر رژیم از پل گذشته است، تورکمنصحرا به کمک این آورده شدگان در کنترل امنیتی هاست. حالا اندک آب ذخیره شده در سد “وشمگیر” باید به میادین کشت و صنعت و پرورش ماهی و ….آقازاده سرازیر شوند- که داد تورکمنها را سالهاست در آورده اند که حالا زابلی از این “تبعیض” می نالد که دولتمردان به وعده هایشان- دادن زمین کشاورزی در این منطقه- عمل نکرده اند.

فاجعه ای دیگری که باید به آن اشاره کرد سکوت محافل مطبوعاتی و خبرنگاران در مورد ساکنین اصلی یعنی تورکمن هاست. مثلا در همین گزارش “مهر” کوچکترین اشاره ای به درد و ستم روا شده به تورکمنها اشاره نمی شود، مطبوعاتی که به اصطلاح خود را “سراسری” می خوانند. این از حکومتچی هایشان و این هم از احزاب و سازمان های سیاسی انقلابی خارج از حکومتیان که خود را سراسری می نامند و کوچکترین اشاره ای به این تبعیضات ملتهای غیرفارس در نشریات شان بچشم نمی خورد.صد البته وقتی نماینده تورکمن در مجلس، وقتی که روحانی تورکمن مهر سکوت در مورد این فجایع بر لب می زنند از غیر نباید چشم یاری داشت.

آ.گلی

15 می 2018

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن