احزاب و جمعیت هااخبار ویژهتورکمن صحرادوره پهلوی دومسیاسیملی

حافظه تاریخی مان را زنده نگهداریم!

تکرار جنایت روستای قارابولاق در روستای کوچک خانی

تکرار جنایت روستای قارابولاق در روستای کوچک خانی 

سخنرانی در مجلس و افشای کشته شدن دو دهقان توسط ژاندارمها

جنایت ژاندارمها – تاریخ 13 خرداد 1325

«…در ترکمن صحرا صرفنظر از اینکه مردم از هیچ یک از مظاهر تمدن امروزی بهره مند نیستند از دست ژاندارمها امنیت مالی و جانی ندارند و همیشه آه و ناله دارند که یک عده ای بنام ژاندارم به همه چیز آنها دست تعدی دراز میکنند یکی از صدها جنایات ژاندارمری را برای اطلاع آقایان بعرض میرسانم در تاریخ ۱۳۲۵/۳/۱۳ در ساعت ده صبح ستوان پزشکپور با یکعده ژاندارم بدون علت و سبب قریه قره بلاغ را محاصره نموده و به طرف مردم بدبخت دهکده تیراندازی مینمایند در نتیجه دو نفر دروگر بیچاره با داشتن چند سر عائله که برای صرف غذا به خانه خود مراجعت مینمودند هدف تیراندازیهای ژاندارمهای خونخوار قرار گرفته و کشته میشوند. فوراً خبر به گرگان میرسد و پزشک قانونی و دادستان به قریه مذکور رفته و پس از معاینه کشته شدگان اجازه دفن صادر میکنند. تاکنون که بیش از یک سال است که از این واقعه میگذرد با آنکه طی شماره ۳۹۳-۲۵/۳/۱۹،۳۹۷-۲۵/۳/۲۷،۴۰۱-۲۵/۴/۱۴ بجناب آقای نخست وزیر وقت و طی شماره ۳۹۴-۲۵/۳/۱۹ به وزیر جنگ و طی نامه ۳۹۸-۲۵/۴/۶ به وزیر دادگستری وقت و طی نامه ۴۲۴-۲۶/۱۰/۱۶ به ریاست کل ژاندارمری وطی نامه شماره ۴۲۳-۲۵/۱۰/۶ به ریاست دادرسی ارتش نوشته ام و تقاضای رسیدگی و احقاق حق نموده ام هنوزدولت به من جوابی نداده است. علت بی اعتنائی دولت را نمیدانم لذا از دولت فعلی تقاضا دارم به این قضیه با دقت رسیدگی و توجه نمایند و مرتکبین این عمل را به کیفر قانونی برساند.» (از سخنرانی محمد آخون گرگانی در مجلس دوره ۱۵ جلسه ۳۴ بتاریخ چهار شنبه ۱۸ آذر ماه 1326)



اعلامیه کانون فرهنگی و سیاسی خلق تورکمن

جنایت اعضای کمیته امام خمینی- تاریخ 9 خرداد 1358

در تاریخ ۹ خرداد ۵۸ اهالى روستای “کوچک نظرخانی” مشاهده می کنند که کمباینی در حال درو زمین حاج عباس قدس می باشد. دوتن از اهالی روستا برای اینکه احیانا فرد غیرمسئولی محصول را درو نکند، از شخصی که زمین را  درو می کرد خواستند تا صاحب زمین در محل حاضر کند. عصر همانروز حاج عباس قدس صاحب زمین با چهار تن فرد مسلح از کميته “خان ببین” به محل می آیند . افراد مسلح پشت کیسه های گندم موضع گرفتند. اهالی نیز که برای صحبت با صاحب زمین می آمدند از این وضع نگران می شوند. در این میان حاج عباس به مردم پرخاش کرده سپس به تفنگداران اشاره می کند. سپس افراد مسلح به سوی روستائیانی که در محل بردند شلیک می کنند. در این تیرانداری سه نوجوان به اسامی احمد نظرخانی ۱۶ساله، مشهد قلی ۱۵ساله، سالار ارکللی ۱4 ساله که برای دیدن کمباین آمده بودند از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفته، در دم شهید می شوند و دو تن دیگر نیز زخمی می گردند.

اهالی روستا حادثه را به ستاد مرکزی شوراها خبر می دهند که بلافاصله جريان با مطلع نمودن نماینده دولت پیگیری شده، جنایتکاران از کمیته خان ببین وغاصب در گرگان دستگیر می شوند.

شهدای کوچک نظرخانی:

احمد نظرخانی

 احمد پانزده ساله در روستای «كوچك نظرخانی» در ۳۵ کیلومتری شهرستان گنبد در يك خانواده دهقانی فقیر به دنیا آمد. و به علت همین فقر مادی نتوانست بیش از ۳ کلاس تحصیل کند، ولی به علت علاقه فراوانی که به کسب آگاهی و شناخت بیشتر محیط خویش داشت دو سال نیز به طور شبانه به تحصیل ادامه داد. در تاریخ ۵۸/ ۳ / ۹ فئودال حریص “قدس گرگانی” جهت درو کردن محصول زمین غصبی همراه با چند نفر پاسدار انقلاب به روستا می آید. در اینهنگام شورای دهقانی ده با زمین دار غاصب قدس وارد مذاکره می شوند و از او می خواهند که جریان را با ستاد مرکزی شوراهای ترکمن صحرا و نماینده دولت در میان گذاشته و آنگاه هر تصمیمی گرفته شود بر اساس آن عمل نمایند ولی قدس بی رحم در همان موقع که دو نفر از اعضای شورای دهقانی روستا برای دادن گزارش به گنبد حرکت کرده بودند، با توطنه ای که قبلا با رئیس کمیته انقلاب خان ببین چیده بودند شروع به تیراندازی به طرف روستائیان می نمایند که در نتیجه احمد مورد اصابت گلوله دژخیمان قرارگرفته و در راه منافع دهقانان رنج دیده شهید می شود، یادش گرامی باد!

مشهد (ماشات)قلی نظرخانی

 ماشاتقلی در يك خانواده دهقانی تهیدست در روستای کوچك نظرخانی» به دنیا آمد. رفیق دارای پدر و مادر پیر و۴ خواهر بود. به علت عدم توانائی مالی پس از ۵ سال تحصیل توأم با رنج و مشقت، قادر به ادامه تحصیل نشد. مشهد قلی در روز چهارشنبه ۹ خرداد ماه در جریان تیراندازی از طرف پاسداران کمیته که به همراه زمیندار غاصب «قدس»، با توطئه قبلی بر علیه دهقانان به روستا آمده بودند، شهید شد. یادش گرامی باد.

 سالار آق ارککلی

 سالار در روستای «كوچك نظرخانی» در يك خانواده فقیر به دنیا آمد پدرش با وجود داشتن حداقل امکانات مادی او را به دبستان ده فرستاد، اما فقر شدید رفيق سالار را مجبور ساخت تا برای رفع گرسنگی خانواده، از تحصیل دست بکشد وهمراه پدرش به عنوان کارگر کشاورزی به جان کندن جهت پر کردن جیب زمینداران بزرگ به کار در مزارع مشغول شود. رفیق در ۱۳ سالگی پدرش را از دست داد و او با مادر و برادرانش تنها ماندند. از آن موقع برادران و خواهران خردسال رفیق دیگر تنها چشم به حاصل دسترنج رفيق سالار دوخته بودند. رفيق سالار در تاریخ ۹ خرداد ۵۸ هنگامی که «قدس» زمیندار غاصب برای غارت حاصل دسترنج اهالی ده با چند نفر پاسدار مسلح وابسته به کمینه خان ببین به روستا آمده بود در حال کار روی زمین بود که بر اثر تیراندازی پاسداران شهید شد. یادش گرامی باد.

 تهیه و تنظیم:

آرنه گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن- سوئد

16 خرداد 1401/ 6 ژوئن 2022

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن