اسنادترکمن صحرا

تهدید به دستگیری و اعدام گروه مقاومت قویونلی و رفقایش

 

سیاست اسکان اجباری رضاشاه بسیار خشونتآمیز و و حشیانه بود اغلب محققان خارجی به این امر اشاره کردند. یکی از آنها اولیور گارود بود وی نوشت: روش‌های اتخاذ شده، جهت اسکان ایل، وحشیانه، بیرحمانه و کوته‌بینانه بود… حکومت،‌ شرایط لازم برای تغییریکباره و ناگهانی اقتصاد آنان از شبانی (دامداری) به کشاورزی را پیش‌بینی نکرده بود. مناطق انتخابی برای اسکان، بدون در نظر گرفتن شرایط محیطی و سازگاری با آن، برگزیده شده بود… در نتیجه، مرگ و میر کودکان آنها نیز افزایش یافت.


رضاخان در سال‌های پس از کودتا‌، تا زمان پادشاهی خویش، شورش‌ها و قیام‌های متعددی را در نقاط مختلف کشور ـ با برخورد‌های خشن نظامی ـ سرکوب و فرو نشاند.این درگیری‌ها، تقریباً در اکثر نقاط کشور از آنجمله تورکمن صحرا بود.سیاستی که رضاشاه،‌ در قبال ایلات و عشایر ـ که جمعیت کثیری از نفوس مولد مملکت را تشکیل می‌دادند ـ اعمال و اجرا کرد؛ فوق‌العاده خشن،‌ ستمگرانه و بی‌رحمانه بود.

سیاست عشایری رضاشاه،‌ تمام «هستی» عشایر را هدف قرار داده بود؛ و به نظر می‌رسد، مقصود اصلی، نابودی نهایی و کاملِ بخش وسیعی از مردم مملکت ایران بوده است. بدبختانه، بسیاری از مجریان اقدامات رضاشاه، نظامیانی ـ همچون او ـ خشن، متعدی و متجاوز بودند؛ و در بسیاری مواقع، از هر دشمن غداری، بیرحم‌تر و سنگدل‌تر بودند.در واقع،‌ سیاست عشایری رضاشاه،‌ تمام «هستی» عشایر را هدف قرار داده بود؛ و به نظر می‌رسد، مقصود اصلی، نابودی نهایی و کاملِ بخش وسیعی از مردم مملکت ایران بوده است.

قاضی مشهور دیوان عالی آمریکا در مورد خاطرات خود از ایل قشقایی می‌نویسد: «ما می‌توانیم نظامیان خود را در مقابل تمام این بدبختی‌ها و ظلم و ستم‌ها که به ما وارد کرده‌اند ببخشیم و گذشته‌ها را هم فراموش کنیم اما فقط یک گناه نابخشودنی هست که ما نمی‌توانیم تا ابد آن را فراموش کنیم و از آن بگذریم.»

«ویلیام داگلاس» قاضی مشهور دیوان عالی آمریکا، که در سال‌های 1328‌ و 1329 از ایران و مناطق عشایری جنوب‌ بازدید کرده است؛ در خاطرات خویش از ایل قشقایی، به نقل از یکی از کلانتران ایل می‌نویسد: «ما می‌توانیم نظامیان خود را در مقابل تمام این بدبختی‌ها و ظلم و ستم‌ها که به ما وارد کرده‌اند ببخشیم و گذشته‌ها را هم فراموش کنیم اما فقط یک گناه نابخشودنی هست که ما نمی‌توانیم تا ابد آن را فراموش کنیم و از آن بگذریم.»


در صفحات تاریخ مبارز جنبش جمهوری خواهی سالهای 1924-1916 به نام مردان مبارزی چون نفس سردار، گؤکی صوفی، مرگن آرچن، شیخی خان.. بر می خوریم. پس از شکست و سرکوبی جنبش سلطان مأد خان بعنوان ژاندارم در خدمت سیاست سرکوبی رضاشاه قرار گرفت. در تورکمنی مثلی است که می گوید: “اینه رینگ دؤلی بولماز”(مردان شیرصفت فرزندانی چنین ندارند).

وزارت جنگ به منظور سرکوبی کامل جنبش مقاومت علیه سیاست تسلیم و اسکان رضاشاهی علاوه بر ژاندارمری سیستم سرکوب دیگری تحت عنوان “ساخلو” در تورکمن صحرا برقرار کرد. هدف این تشکیلات بکارگیری افراد محلی به منظور شناسائی و سرکوب هر نوع مقاومت بود. در منطقه کوهپایه های مراوه تپه این نوع مقاومت ها و ضربه زدن به نیروهای ظالم و سرکوبگر ژاندارمری توسط پارتیزان های تورکمن به اوج خود می رشد. وزارت جنگ به ساخلوی صحرا دستور دستگیری یک گروه از مقاومت چی ها برهبری قویونلی را می دهد. ساخلو نیز به کمک ژاندارم محلی یعنی سلطان مأدخان، پسر شیخی خان در تلاش دستگیری قویونلی و یارانش می افتد و با وعده امان نامه خواستار تسلیم وی می شود.

در این رابطه سندی را که به مرکز مطالعات رسیده است را در معرض دید خوانندگان قرار می دهیم. در این سند به سرنوشت قویونلی و یارانش اشاره ای نشده است. ولی می دانیم که با این نوع آمان نامه ها و بدام انداختن مبارزین تورکمن از جمله محمد تقان آنها را اعدام کردند.

 

وزارت جنگ

حکومت صحرا

رئیس ساخلو صحرا

28/2/1309

نمره 82

سلطان محمد خان

راجع به قویونلی و رفقایش بطوریکه شفاها بشما قول داده ام و شما هم قبول کرده اید که آنها را نزد اینجانب بیاوریداین است بشما نوشته میشود تا دو روز دیگر بطریقی که اظهار داشته اید آنها را مطمئن نموده همراه خودتان بیاورید در امن و امان هستند و هرگاه حاضر نشوند بسختی آنها را تعقیب نموده و بقهر و غلبه دستگیر خواهد شد و به بدترین عقوبت اعدام میگردند.

رئیس ساخلو صحرا

محل امضا

—————————————-

عکس سواره جنبه تزئینی دارد.


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن