از خاطرات و تجربیات دیگراناسنادتورکمن صحرادوره پهلوی دومرویدادهاسیاسی

بیاد سروان ندیمی: قیام افسران خراسان؛ خلع سلاح پادگان ماراوادپه و درگیری در گنبدقابوس 27 مرداد 1324

در شرایطی که در ایران استبداد زده، دیکتاتوری و خشونت موج میزد گروهی از افسران انقلابی برهبری سرگرد اسکندانی و سرهنگ نوایی در تاریخ 25 مرداد 1324 از لشکر خراسان- از مشهد به سمت تورکمنصحرا حرکت میکنند که در میان آنها سروان ع. ندیمی یکی از افسران انقلابی تورکمن که در پادگان مشهد خدمت میکرد نیز وجود داشت. در بیانیه ستاد ارتش ایران که عکس این افسران را بعنوان “متمردان و فراری” منتشر کرده عکس این افسر انقلابی تورکمن در ردیف اول مشاهده میشود.

 

ما درباره زندگی نامه سروان عبدالرحیم ندیمی چیز زیادی نمی دانیم. شاید بعداز انتشار این مقاله دوستانیکه از زندگی وی اطلاعاتی دارند در اختیار ما قرار بدهند.

   بهرحال هدف این افسران از این قیام از میان برداشتن سیستم اطاعت کورکورانه در ارتش، اعلام نارضایتی به رئیس وقت ستاد کل ارتش سرلشکر ارفع و بطورعام ایجاد رفرم در نظام پوسیده ارتش شاهنشاهی بود. چرا آنها تورکمنصحرا را برای برپایی جنبش خویش انتخاب کردند؟ در آن ایام ارتش سرخ شوروی در منطقه حضور داشت و حزب توده ایران در سراسر تورکمنصحرا بصورت علنی فعالیت میکرد و تأثیر شدیدی بر روند حوادث داشت، از سوی دیگر سران جنبش از جمله سرگرد اسکندانی فکر میکردند که تورکمنهای ناراضی از رژیم بسرعت گرد آنها جمع خواهند شد و از همه مهمتر اینکه اگر اتفاق ناگواری رخ دهد آنها بکمک ارتش سرخ بسرعت بتوانند به خاک شوروی پناه ببرند.

  بعداز تجزیه و تحلیل و جمع آوری وسائل لازم گروه 25 نفری آنان شامل 19 افسر و 6 سرباز در شب 25 مرداد بسمت قوچان حرکت میکنند. بلافصله از سوی ستاد کل ارتش اعلامیه ای برای دستگیری آنان صادر شده به دستگیرکنندگان (اعم از مرده یا زنده انها) مبلغ ده هزار ریال پاداش تعیین میشود. عین اعلامیه ستاد ارتش را که در روزنامه اطلاعات همان تاریخ منتشر شده را در اینجا آوردیم.

روزنامه اطلاعات 28 مرداد 1324

    جالب اینجاست که مثل همیشه شایعه و دروغ پردازی عوامل رژیم در منطقه سبب غلو و قلب واقعیات میشود و ما بارها این شایعه پراکنی را در تاریخ ملت تورکمن از دوران قاجار تاکنون مشاهده میکنیم.  مثلا در سندی که در زیر مشاهده خواهید کرد، شهربانی گرگان به نقل از شهربانی گنبدقابوس به شهربانی کل کشور خبر می دهد که دوهزار تورکمن مسلح به جنبش افسران پیوستند و روزنامه های وابسته نیز بدون تحقیق صحت و یا سقـم، آنرا فورا چاپ میکنند.

   سروان ابوالحسن تفرشیان که خود در این قیام شرکت بوده، بعدها خاطرات خود را تحت عنوان “قیام افسران خراسان منتشر کرد. (این کتاب در سال 1359 در تهران توسط انتشارات علم منتشر گردید)

   وی درباره این رویداد تاریخی که در تورکمنصحرا رخ داده اطلاعاتی میدهد که مطالعه آن برای درسگیری و تجربه اندوزی مفید خواهد بود. ما در زیر خلاصه ای از خاطارات ایشان را نقل میکنیم و همراه با آن اسنادی را که در این باره بدست آوردیم را تقدیم میکنیم.

  آقای تفرشیان می نویسند:

  ” در شب 26 مرداد به مراوه تپه رسیدیم… و بعداز خلع سلاح پادگان و بدست آوردن دو مسلسل سبک، 130 قبضه تفنگ، سی هزار تیر فشنگ بسمت گنبدقابوس حرکت کرده در تاریخ 27 مرداد در باغ کشاورزی مستقر شدیم. رهبر گروه اسکندانی به گرگان رفت تا با مسئول حزب توده درباره قیام افسران صحبت کرده نظر مثبت وی را جلب کند ولی قاسمی بشدت با این عمل ما مخالفت کرده و آنرا پرووکاسیونی برای حمله ارتجاع به حزب ارزیابی میکند. اسکندانی سعی کرد با مسئول حزب در گنبد آقای بهلکه نیز تماس گرفته نظر وی را جلب نماید… فرمانده ژاندارمری گنبد ستوان یکم حسینی، تمامی ژاندارم ها و اطراف و پاسبانهای محل را در شهربانی گنبد گرد آورده بود که جلوی ما را بگیرند. از طرف دیگر مرزدار گنبد سرگرد فرازی با اسکندانی تماس گرفت، شاید قضیه را به نحو مسالکت آمیزی خاتمه دهد. در این مذاکرات آقای بهلکه مسئول حزبی در گنبد واسطه بود.

           در ساعت 5 بعداز ظهر 29 مرداد 1324 از باغ کشاورزی که محل استراحتمان بود خارج شدیم. ما به پنج اکیپ تقسیم شدیم. در جیب اول سرگرد اسکندانی قرار گرفت به محض اینکه جیب وی به نزدیک شهربانی رسید، ناگهان و بدون هیچ اخطاری از دو لوله مسلسل و صد و بیست تفنگ آتش به سوی جیب سرازیر شد و سرنشینان آن همگی شهید شدند. جنازه آنها تا صبح در میان جیب و در وسط خیابان مانده بود. در داخل جیب چند نیم پوستین بود که اگر شب سرد شود استفاده نمایند. وقتی نسیم می وزید و باد پشم پوستین ها را می لرزاند، ژاندارمها از ترس، آتش می گشودند و جنازه ها را به زیر رگبار می گرفتند.”

   تفرشیان در ادامه خاطرات خود نحوه پناه بردنشان را از گنبد به بندرشاه(بندرتورکمن فعلی) و از آنجا به آذربایجان و سپس باکو شرح میدهد.

                                              ****************

    همانگونه که در بالا نیز اشاره کردیم ما از سرنوشت سروان ع. ندیمی اطالاعات دقیقی در دست نداریم همانقدر می دانیک که وی نیز در این واقعه جان سالم بدر برده به شوروی پناهنده میشود. بنابگفته نورمحمد عاشورپور- از کهن سالان مهاجر به تورکمنستان، ندیمی در نزدیکی مسکو شهر ایوانف زندگی کرده و با زنی روس ازدواج میکند. این افسر انقلابی تورکمن چند سالی پیش از سقوط رژیم شاه در آنجا دارفانی را ئداع می گوید.

راهش پردوام و خاطره اش ابدی باد.

 آ.گلی

کاندیدای علوم تاریخ

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن