احزاب و جمعیت هااخبار ویژهاعلامیه هاتورکمن صحرا

بازهم ما تورکمنها و تشکل‌های “سراسری”!

نوید دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران را زیرشکنجه کشتند.

ما در نوشتارهای قبلی و اساسا از آغاز جنبش مستقل گرای تورکمنها بارها و بارها نوشتیم و تذکر دادیم که تا وقتی این به اصطلاح تشکل های سراسریون به اصول و اساس دمکراسی پایبند نباشند، اتحاد و همکاری و همگامی با آنها چیزی بجز مبدل شدن به سیاهی لشکر آنان نخواهد انجامید. متأسفانه این هشدار ما تابه امروز همچنان در مورد این نوع برخورد با آنها به قوت و شدت خود باقی می ماند. چرا که در زیر به نکات اساسی این عدم پایبندی آنها به اساسو پایه های دمکراسی اشاره خواهیم کرد.

این روزها بمناسبت دومین سالگرد جنبشی تحت عنوان “زن، زندگی، آزادی” گردهمایی‌های گوناگون در اروپا برگزار می شود و گویا از نمایندگان سیاسی غیرفارس زبانان نیز به این جلسات دعوت می شود.

روزهای شنبه ۳۰ سپتامبر و یکشنبه ۱ اکتبر کنفرانسی بدعوت “پلتفرم[پلاتفورم] دموکراتیک ایران در شهر کلن آلمان برگزار شد. در این گردهمایی نماینده “ترکمن های دمکرات ایران” نیز سخنرانی کرده به یکپارچکی ایران و مخالفت با تجزیه ایران اشاره کرده است (البته متن کامل سخنرانی این دمکراتها منتشر نشده است)

اولین نوک تیز نگاه ما به این واژۀ کذایی “یکپارچگی ایران و مخالفت با تجزیه” می باشد. از آغاز پاگیری جنبش سیاسی در ایران بعداز فرار و تبعید رضاشاه از کشور و ایجاد احزاب سیاسی، اولین ماده از اساسنامه آنها همین بند کذائی بوده و این بند تابه امروز کشانیده شده، ادامه دارد. این بند این توهم را بوجود می آورد که گویا احزاب غیرفارسی خواهان تجزیه ایران بوده و هستند و فقط ما تشکل های فارسی “سراسری” خواهان یکپارچگی کشور هستیم. این انحصارگران بدون اینکه کوچکترین نوشته ای از تشکل های غیرفارسی مبنی بر موافقت آنان با تجزیه ایران نشان بدهند دائما بر طبل این تهمت تاریخی خود می کوبند. در کجای بیانات احزاب غیر فارسی به عدم یکپارچگی ایران و تجزیه آن اشاره شده است؟ چرا حتی یک مورد نشان نمی دهید. برعکس این حکومتهای مرکزی و حامیان سیاسی آن- احزاب و تشکل های فارسی- با انگ و تهمت آن بند کذائی به سرکوبی تورکمن، کرد، عرب و بلوچ و آذربایجانی دست یازیدید و می یازید که در واقع خود محرک گسست ملی هستند.

ما معتقدیم که تقسیم بندی مرزی استعماری دوپارچه کردن ساکنین نواحی مرزی ایران بالاخره روزی به پایان خواهد رسید و باشندگان یک ملت تقسیم شده بصورت دمکراتیک در کنار برادران خود زندگی خواهند کرد. همانطوری که پدیده مرز در سراسر کشورهای عضو اتحادیه اروپا مفهوم خود را از دست داده است، در ایارن نیز در شرایط دمکراتیک- البته با رسیدن به ایده دمکراسی تشکل های فارسی- این کلید واژه تهمت انگیز از اساسنامه آنها حذف خواهد شد و تا وقتی بر این بند کذائی پافشاری شود، سایه اتهام و شکاکیت علیه تشکل های غیرفارسی همانند شمشیر داموکلس برسر آنان آویزان خواهد ماند.

بنابراین آقایان اول از خود شروع کرده این بند کذائی “اعتقاد به یکپارچگی و عدم تجزیه” را از بیخ و بن فراموش کرده با اطمینان دست دوستی به تشکل های غیرفارس دراز کنید و گرنه دستتان بی جواب در هوا معلق خواهد ماند.

دومین بلای عدم اعتماد بین احزاب فارسی و غیرفارسی مسئله زبان فارسی می باشد.

در سراسر حکومتهای هزارساله تورکان بر ایران هیچگاه زبان واحدی بعنوان زبان رسمی بکار گرفته نشده است ولی از زمان پاگیری شوونیسم آریایی (با راهنمائی و سردمداری بریتانیا و آلمان) در این 80 سال اخیر آنچنان پدیدۀ تک زبانی (زبان فارسی) به پتک کشتار زبانهای غیرفارسی مبدل شده است که قلم از بیان جنایات آن عاجز است. احزابی که خود را “سراسری” می نامند نیز از این پتک کوبنده استفاده کرده همچنان بر تک زبانی در ایران پافشاری می کنند و این بند کذائی را پس از ماده یکپارچگی، در ردیف دوم اساسنامه خود قرار می دهند. حتی رضا پهلویک نیز این سئوال را مطرح می کند که اگر زبان واحد فارسی در ایران نباشد چطور مردمان کشور زبان همدیگر را بفهمند.

این تفکر کوتاه بینانه مختص رضا پهلویک نمی باشد بلکه احزابی که داعیۀ دمکراسی دارند نیز با این پتک بر سر غیرفارس زبانان می کوبند. ما تورکمنها در ایران چقدر خوشبخیتم که حداقل به دو زبان مسلح هستیم ولی شما فارسها بعلت پیروی از آن پتک، فقط متکلم زبان فارسی هستید. زبانی که در خارج از مرزهای ایران هیچ نوع کاربرد ارتباطی ندارد و متأسفانه این سیاست شما همه باشندگان کشور را بیسواد بار می آورد. چه خوب می شد یک زبان بین المللی در کنار زبانهای باشندگان کشور راه اندازی میشد.

اشاره شده که چطور مردمان ایران بدون زبان فارسی همدیگر را بفهمند. جواب خیلی ساده است- همانگونه یک تورکمن برای کار کردن در مناطق فارس نشین باید به زبان فارسی احاطه داشته باشد، یک فارس نیز برای کار و سکونت در منطقه تورکمن نشین باید و باید زبان تورکمنی را بیاموزد و مسئولیت این امر مهم نیز باید بر گردن آموزش و پرورش بیافتد. این یک امر بدیهی و ساده است.

مختصر کلام

  • بند کذائی «اعتقاد به یکپارچگی و عدم تجزیه» بطور کلی از ادبیات سیاسی فعالین سیاسی فارس زبانان حذف شود و تا حذف نشود علامت سئوال و شکاکیت علیه غیرفارس ها ادامه خواهد یافت.
  • اصل رسیمیت زبان فارسی (حتی مذهب) حذف و بجای آن آزادی زبان های مادری و در کنار آن آموزش یک زبان بین المللی و نیز آموزش کارکنان فارس زبان شاغل در مناطق غیرفارس زبان توسط آموزش و پرورش رواج یابد.

تنها و تنها با شکل گیری این فورمات سیاسی می توان دست دوستی و اتحاد تشکل های فارسی و غیرفارسی به انجام خواهد رسید و این کشور رنگ و روی دمکراسی را بخود خواهد دید.

به امید روزی که شکاکیت جای خود را به دوستی و وحدت بدهد.

آرنه گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن

سوئد. چهارم اکتبر 2023

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن