اسنادترکمن صحراتورکمن صحرادوره پهلوی دومسیاسیسیاسی - ملی

اسناد سخن می گویند! شبکۀ عبور افسران فراری حزب توده به شوروی در گنبدقابوس

مرکز مطالعات تورکمن— پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 علیه حکومت ملی دکتر محمد مصدق، دستگیری فعالین سیاسی بویژه فعالین حزب توده شدت می گیرد. بویژه پس از رمزگشایی اسامی افسران نظامی حزب توده و تعقیب آنها برای دستگیری، عده ای از همین افسران توده ای از طریق شبکه‌ای که توسط تورکمنها در گنبدقابوس تشکیل شده بود از طریق مرز به تورکمنستان شوروی عبور داده شدند. محور اصلی این شبکه به عهدۀ ارازمحمد تکه‌ای بود که به کمک یالقاب آتابای افسران را از مرز عبور می داد. این شبکه در پائیز 1334 لو رفته و اعضای آن دستگیر می شوند ولی قبل از دستگیری ها، ارازمحمد توسط یالقاب در خواب در منزلش بطور ناجوانمردانه به گلوله بسته و کشته می شود.

شایان ذکر است که افسر انقلابی تورکمن، سرهنگ توپخانه سافار خطیبی نیز در همین ایام به تورکمنستان شوروی پناهنده می شود.

در مورد نحوۀ کشف این شبکه ابتدا گزارش رئیس شهربانی مازندران را و سپس رفتار دستگیرشدگان تورکمن در زندان را از خاطرات یکی از رهبران حزب توده محمدعلی عمویی می خوانیم.

آرنه گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن

www.turkmenstudy.com

22 آگوست 2021

گزارش رئیس شهربانی مازندران به استاندار در مورد کشف شبکۀ عبور افسران فراری حزب توده به شوروی

تاریخ 8/12/1334

شماره 6524/5

محرمانه- مستقیم                                               وزارت کشور

                                                                           استانداری استان دوم

                                                                           جناب آقای استاندار محترم استان 2

تعقیب گزارش شماره 6464/5- 7/12/34 باستحضار عالی میرساند، طبق گزارش شهربانی مربوطه[گنبد- ا.گ] ضمن بازجوئی از متهمین در مورد کشف شبکه بنابه اعتراف یلقاب قاتل یکی از متهمین محرز گردید علت اصلی قتل ارازمحمد که بقرار معلوم چندی قبل در همان منطقه اتفاق افتاده بود، اختلاف قاتل با مقتول در مورد کمی حق الزحمه عبور دادن افسران فراری از مرز ایران و شوروی بود که [در آن] موضوع، کشف یک قبضه اسلحۀ کلت دیگر با دو خشاب و چهارده تیر فشنگ بدست امد و دو نفر از رابطین در راه…افسران فراری از بندرشاه تا مرز دستگیر و اعضاء شبکه که الی حال معین شده‌اند بشرح زیر است-

1-ارازمحمد مقتول محور اصلی

 2- یلقاب قاتل که فعلا زندانی است، مأمور آوردن افسران بوسیله جیب سیستم 54 و راننده که همیشه یکدسته افسر از تهران به بندرشاه و از آنجا بگنبد می آورده است

 3- سروان نامور راهنمائی عبور افسران با همان جیب و راننده از گنبد الی مرز شوروی و راهنمای راننده و بالعکس بوده است

 4- سولمان نام تحویل گیرندۀ افسران از کرمان و عبور دادن آنها و آوردن اسلحه که عبارت از یک کلت باوالتر بوده و تسلیم آن به ارازمحمد مقتول

 5- رخمان یا عبدالرحمان شهرت قره فرزند ملامقمد[الله مراد] از تراکمه قبله!! مدیر دبستان کاوس، ولی بواسطۀ وابستگی بحزب منحلۀ توده از فرهنگ اخراج و تحت تعقیب واقع و فعلا مقیم تهران است.[عبدالحی طالبی باید باشد- آ.گ]

 6- قربان نظر رابطی ترکمن [برادر حاجی خان اوغوزی که در زندان رضاشاهی فوت کرده- آ.گ] آموزگار سابق فرهنگ گنبد که او هم بواسطۀ وابستگی بحزب منحلۀ توده و فعالیت زیاد به نفع حزب مزبور از گنبد طرد [تبعید] شده

 7- رانندۀ جیب که تاکنون هویت او معلوم نشده ولی رابطی او را می شناسد.

ضمنا اشخاص مشروحۀ زیر نیز جزء شبکه بوده اند ولی در عبور افسران از مرز مأموریتی نداشته اند-

  • محمد زعفرانی. نجار ساکن گرگان که سوابق توده ای نیز دارد-
  • نصرالله فرزند اسدالله شهرت نقدی ساکن گرگان شغل دانش آموز-
  • کریم بهروزی فرزند حیات الله آموزگار سابق فرهنگ که فعلا در اختیار وزارت کار میباشد-
  • یکنفر نانوا و یکنفر دیگر که الی اکنون هویتش معلوم نشده ولی رابطین رانندۀ جیب میشناسند

مراتب باستحضار میرسد.

                                                                                                                 رئیس شهربانی استان 2 مازندران

                                                                                                                                سرهنگ جناب زاده

 —————–

در مورد دستگیرشدگان بعداز کودتای 28 مرداد از تورکمنصحرا  به نقل از کتاب خاطرات محمدعلی عمویی

                                             ***********

اراز محمد ستاره ای در ترکمن صحرا

پاییز ۱۳۳۷ [1334 باید باشد- آ.گ]گروهی ترکمن به زندان وارد می شوند. بدون معرفی هم آشکار است از کدام دیارند. چشمان بادامی، پوست آفتاب سوخته و صورتی با موهای تنک. کلاه پوست بر سر و قبای بلند بر تن، اغلبشان سالمندند. همگی (اما) قبراق و سرحال می نمایند. در اتاقهای بندهای یک و سه مستقر می شوند. خیلی آرام و کم حرف اند. از دیگر زندانیان دوری می گزینند.

آنها بازماندهٔ سازمان حزب در «گنبد و صحرا» هستند. هرچند پس از کودتای بیست و هشتم مرداد ضربات سختی بر آنها وارد آمد و بسیاری از اعضا بازداشت یا فراری شدند، با اینهمه، اراز محمد، یکی از افراد باسابقهٔ حزبی و آشنا به تمامی گوشه و کنار صحرای ترکمن، موفق میشود تا شاخه ها را سرو سامان دهد و شبکهٔ حزبی را رو به راه کند. این شبکه کار مهمی که در دوران تجدید سازمان به عهده گرفته بود عبور دادن افراد حزبی فراری از مرز و رهانیدن آنها از خطر مرگ بود. در جریان یکی از اینگونه عملیات یکی از راهنمایان به نام یالقاب، که از دستیاران اراز محمد بود دستگیر می شود و از بیم شکنجه آنچه میداند به زبان می آورد. گفته هایش موجب لو رفتن شبکه می شود و فعالین آن در جریان بازجویی کلیه اظهارات یالقاب را تکذیب و از هرگونه فعالیت غیرقانونی اظهار بی اطلاعی میکند. ساواک ده پانزده نفری را تسلیم دادگاه و به زندانهای ده و پانزده سال محکوم میکند. هرچند از روابط داخلی دوستان ترکمن چیز زیادی نمیدانیم و کم حرفی و معاشرت اندک انها نیز چیزی به اطلاعات ما نمیافزاید، اما به خوبی اشکار است که يالقاب را در جمع آنها راهی نیست و خود او نیز راه و روشی دیگر دارد. او هم اتاق و همدم عباسی در بند سه است. برای او آشپزی میکند، اتاق را تمیز می کند، در عین حال آمد و رفت به زیر هشت ” را نیز همه روزه انجام میدهد. یالقاب، مردی است بلند بالا، با گونه های برجستهٔ استخوانی، چشمان گود، پیشانی بلند و سبیلی باریک و بلند، خیلی نیز و زرنگ، تند حرف میزند و با صدای بلند، در سخن گفتن حالتی تهاجمی دارد، گویی همیشه آمادهٔ حمله است. در برخورد و معاشرت با او، نه تنها همزبانان ترکمنش، که سایر زندانیان نیز محتاطند. او نیز به پیروی از عباسی از آمدن به بند چهار(بند افسران توده ای) پرهیز می کند. حد خودش را می شناسد و به رفقای ما نزدیک نمی شود. با پلیس رابطه ای ویژه دارد و همه او را یکی از کارکنان زندان می شناسند. نقطهٔ مقابل یالقاب، ترکمن ریزنقش و سختکوشی است به نام چاسلیق [ساتیق محمدی باید باشد. اهل کومیش دفه- آ.گ]، مردی است. زحمتکش ومهربان، همه‌ا‌ش کار میکند. پنبه‌زنی میکند، تشک میدوزد، رخت می شوید، دوخت و دوز میکند. آرام و قرار ندارد. حتی در بیماری هم کاری برای خود کار دست و پا می کند. با فارسی دست و پا شکسته‌ای سخن میگوید و توانسته است. علاقهٔ همگان را به خود جلب کند. سایر دوستان ترکمن، که بیشترشان سالمندند در بیکاری مطلق روز را شام میکنند. در کنار دیوار حیاط، مقابل آفتاب می نشینند، آدمهای بی آزاری هستند، کاری به کار کسی ندارند، حتی با یکدیگر هم چندان حرف نمیزنند.

درد زمانه‌: خاطرات‌ محمدعلی‌ عمویی. (ص 150) سالهای ۱۳۲۰ – ۱۳۵۷

تهران‌: آنزان‌‏‫، ۱۳۷۷.‏‏‏

فروست: انتشارات‌ آنزان‌؛ شماره‌ نشر ۱۸.

چاپ دوم: تابستان ۱۳۷۷.

 

 

 

 


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن