احزاب و جمعیت هااز خاطرات و تجربیات دیگراناسنادتاریخیترکمن صحراتورکمن صحراتورکمنستانحزب تودهرویدادهاسیاسی

اسناد تازه یاب―این جوانان تورکمن صحرایی سر از ناکجاآباد سیبری در آوردند!

مهاجرت جوانان تورکمن به شوروی

آنجان گل محمدی. مسئول نمایشات حزب توده در کومیش دپه- تولد 1303 و متوفی 12 بهمن 1374 آیدرویش (کلاله) که جوانی پر از شور و شوق انقلابی بود که برای ادامه تحصیل همراه با دو تن از دوستانش در تیرماه 1326 شبانگاهان از مرز عبور کرده از طریق اسنقولی به پایتخت تورکمنستان می رسد. پس از دستگیری توسط مأمورین امنیتی شوروی بجرم اخلال مرز و ورود غیرقانونی به شوروی در دادگاه محکوم به ده سال کار اجباری با شرایط شاقه درسیبری محکوم می شود.

مرکز مطالعات- روزهای پرتاب و جنب و جوش فرار رضاشاه از کشور و حضور نیروهای ارتش سرخ در صحرای تورکمن… آغاز به کار فعالیت «کمیتۀ ایالتی دشت گرگان حزب توده ایران»…فعالیت سرکنسولیار شوروی قلیچ قولیف (نویسنده مشهور تورکمن- مرحوم قولیف) آوردن خوانندگان بنام تورکمن چون ساخی جبارها، نبات نورمحمدووا ها از تورکمنستان و اجرای کنسرت در تورکمنصحرا و… جوّی را در منطقه ایجاد کرد که دامنگیر اغلب جوانان آن دوره گردید. تقریبا تمامی جوانان پرشور انقلابی تورکمن با جمهوری سوسیالیستی تورکمنستان همرائی میکردند و خواهان رژیمی همچون تورکمنستان در تورکمنصحرا میشدند که زبان رسمی شان تورکمنی باشد و از رادیوهایشان صدای باغشی تورکمن را بشنوند… و اگر چنانچه این امر فعلا در تورکمنصحرا ممکن نباشد بهتر است به آن سوی مرز رفته از نزدیک با آن سیستم آشنا شد و از فواید آن بهره مند شد.

در پی یافتن و پی بردن به حقیقت سوسیالیسم شوراها و ادامه تحصیل در آشغابات جوانان تورکمن از تورکمنصحرا خود را به آب و آتش زده خود را به خطر انداخته با گذشتن از سیم خاردار مرز خود را به تورکمنستان می‌رسانیدند، غافل از آنکه بجای خوش آمدگوئی به این جوانان پرشور و شوق انقلابی، آنها را دستگیر و به جرم اخلال قوانین مرزی و عبور غیرقانونی از مرز  و زدن اتهام جاسوسی برای آلمان نازی-که بهانه‌ای بیش نبود- در واقع برای پر کردن نیروی کار مجانی آنها را روانه جنگلهای سیبری کردند تا در برش چوب و ساخت الوار صنعتی مزدوری کنند.

نه تنها عده‌ای از جوانان تورکمن به میل اراده خود به آنسوی مرز به سرزمین اتوپیایی شوراها رفتند بلکه مامورین امنیتی ارتش سرخ شوروی در گنبدقابوس، تعدادی از تورکمنهای سرشناس را ربوده به تورکمنستان برده آنها را به دلیل و بهانۀ جاسوسی برای آلمانها!! سربه نیست کردند که از میان آنها شخصیت روحانی معروف اهل گنبد آنه مراد آخوند(پدر محمد تکه آخون) و مبارز مشهور جنبش دوره عثمان آخون یعنی سردار گؤکی صوفی را نام برد. در زیر سندی در مورد ربوده شدن گوکی صوفی نشان داده می شود:

بخشی از عریضه انه گل آق آتابای همسر گوکی صوفی به وزارت کشور و وزارت امور خارجه در مورد اطلاع یابی از سرنوشت همسرش بتاریخ 7/5/1336 در این عریضه آمده است که گوکی صوفی در تاریخ 1324 توسط افسر شوروی بنام پطروف ربوده شده است.

 در اینجا اسامی تعداد از جوانان تورکمن را که برای ادامه تحصیل و یا فرار از جهنم پهلوی ها در تورکمنصحرا (ظلم مأمورین املاک و ژاندارمها) به ارادۀ خود به تورکمنستان رفتند را می آوریم تا برگی از صفحات ناشناخته ماندۀ تورکمنصحرا به خوانندگانمان معرفی کرده باشیم: 

آنجان گل محمدی. مسئول نمایشات حزب توده در کومیش دپه متول 1303 و متوفی 12 بهمن 1374 آیدرویش (کلاله) که جوانی پر از شور و شوق انقلابی بود که برای ادامه تحصیل همراه با دو تن از دوستانش در تیرماه 1326 شبانگاهان از مرز عبور کرده از طریق اسنقولی به پایتخت تورکمنستان می رسند. پس از دستگیری توسط مأمورین امنیتی شوروی بجرم اخلال مرز و ورود غیرقانونی به شوروی در دادگاه محکوم به ده سال کار اجباری با شرایط شاقه محکوم می شود. آنجان گل محمدی همراه تنی چند از رفقای تورکمنش از آن جمله ارازقلی شوروی و یارمحمد جعفربای و تانگئرقلی عمادی به اردوگاه تایشت سیبری روانه میشود.

آنجان گل محمدی پس از ورود به ایران در کنار پدر و مادر و برادرش


ارازقلی شوروی. ارازقلی شیرمحمدلی فرزند امانقلی متولد 1299 اصالتا از قراقچی از شخصیتهای معروف تورکمنصحرا بالاخص در خطه آق قالا می باشد. وی جوانی با هیکلی تنومند و حصلتی تند بوده است بنا به اقوال در اوایل جنگ جهانی دوم و در سن 18 سالگی در جریان درگیری با افسر مافوق خود در پادگان با تصور قتل وی فرار کرده و با اسب از اترک عبور نموده و وارد کشور شوراها می شود اما به خاطر اخلال قوانین مرزی توسط نیروهای شوروی بازداشت شده و به ده سال کار اجباری در اردوگاه تایشت در سیبری محکوم شده و روانه آنجا می شود. باباک امیر خسروی در کتاب مهاجرت سیاسی خود در رابطه با ارازقلی شوروی می نویسد:

« در این اردوگاه یک ایرانی ترکمن به نام آرازقلی بود. او بلند بالا و چارشانه و بسیار قوی بود. انتظامات درونی اردوگاه به او سپرده شده بود. فردی بسیار خشن و بی رحم بود. وقتی فهمید ایرانی هستم یک بار مرا به سالن ناهارخوری برد و کمی سوپ و نان گرفت و به من داد. می خواست به من کمک کند ولی من از وی دوری می جستم یرا در اردوگاه با گرسنگی می شد ساخت اما با بدنامی خیر. خوشبختانه ما بیش از سه ماه در این اردوگاه نماندیم.»

 ارازقلی پس از سالها زندان سرانجام به وطن بازگشته و زندگی را با کارگری و کشاورزی از نو آغاز می کند. او پس از این با لقب شوروی شناخته می شود. وی پس از یک دهه به یکی از زمینداران بزرگ اق قالا تبدیل شده و تقریبا هزار هکتار زمین زیر کشت می برده است. در جریان انقلاب، با حکومت تازه مستقر شده همکاری نزدیکی در اموری به مانند جمع آوری اسلحه می کند. به خاطر شهرت و موقعیت خاصش در بسیاری موارد در مشاجرات و نزاع ها به عنوان یاشولی در رفع مشکلات وارد گود شده است. آرازقلی شیرمحمدلی سرانجام در سال 1362 در جاده تهران در پی تصادفی به همراه دوست خود دارفانی را وداع می گوید.


تانگئرقلی عمادیمرحوم عمادی نیز پس از عبوراز مرز به سیبری فرستاده می شود. تنگرقلی عمادی از طایفه  چوده لی قرنجیک. نام پدر: خداقلی. در سال ۱۳۰۲ شمسی در کومیش دپه بدنیا آمد. در کومیش دپه و بندر ترکمن به مدرسه رفت. از آنجاییکه به تحصیل علاقه بسیار داشت در سال ۱۳۲۱برای تحصیل به ترکمنستان (شوروی) رفت. در آنجا در رشته مهندسی راه و ساختمان تحصیل کرد. البته مدتی گذرش به سیبری نیز خورد. در محاصره استالینگراد نیز بعنوان مهندس راه سازی حضور داشت. بعد از مرگ استالین حکومت شوروی اعلام کرد ایرانیها  یا به ایران برگردند و یا تابعیت شوروی را بگیرند. او تصمیم به مراجعت گرفت در سال ۱۳۳۴ به ایران برگشت. شش ماه در زندان مشهد زندانی شد و بعد آزاد شد و به ترکمن صحرا آمد. او مدتی رئیس اداره کشاورزی گنبد بود. سالها بعد او بعنوان مسئول فنی شهرداری گنبد مشغول به کار شد. او در آن سالها تنها مهندس ساختمان بود. او کار در شهرداری گنبد را تا بازنشستگی ادامه داد. او در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱میلادی) فوت کرد.


یارمحمد جعفربای. نیز از جمله جوانان مشتاق تحصیل در تورکمنستان شوروی می شود که سر از سیبری در میآورد. پس از داده شدن اجازه بازگشت به وطن از طریق مرز خاکی قیزیل اترک وارد اینچه برون و گنبد می شود.

حالیّ گلی– جوانی پرشور بود که نمی خواست ظلم ژاندارمها را تحمل کند. حالی دأده (عموی راقم این سطور) در سال 1326 پس از زخمی کردن ژاندارمی که همواره به اهالی سیجوال و قره قاشلی ظلم میکرد و باج می گرفت شبانه سوار بر اسب خود شده از قره قاشلی (شرق بندرتورکمن) به تاخت از مرز عبور می کند. او نیز به ده سال زندان در سیبری محکوم می شود. رطوبت سلول بتونی سبب رماتیسم قلب وی می شود. پس از پایان زندان به نفت داغ باز گشته با خانمی تاتار بنام سولوبیکه ازدواج و در اداره ماهیگیری چلکن بکار مشغول میشود. از وی دو دختر و یک پسر می ماند. حالی دأده در سال 1360 در چلکن درگذشت.

در سالهای 1340 ببعد روابط ایران و شوروی اندکی بسوی بهبودی می رود، تأسیس کارخانه ذوب آهن اصفهان توسط شوروی ها و ایجاد سد بر روی رود اترک و … نشانه هایی از آن بود. بهمین سبب آن عده از مهاجرین ایرانی که به شوروی رفته بودند تقاضای بازگشت به وطن می کنند که با “عفو ملوکانه” اجازه بازگشت به آنها داده می شود که  جوانان تورکمن نیز در همان دهه 40 به تورکمنصحرا بر می گردند.

تهیه و تنظیم:

آرنه گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن

چهارم ژوئن 2022

 

 


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن