ادبی - فرهنگیتورکمن صحرارویدادهامقالاتویژه مختومقلی

آقای سرکنسول! شما و اعوانتان را به مناظره فرامی خوانم

نه شاه قربت قزاق است نه همسر آزادی قزاق می باشد

مرکز مطالعات تورکمن- در حدود 5-4 سال پیش فعالین انجمن میراث که متولی برگزاری جشن های سالانه مختومقلی نیز می باشند با اجازه اداره ارشاد گنبد از سفیر تورکمنستان در تهران- احمد قوربانف دعوت بعمل می آورند که در مراسم و جشن شاعر شرکت کند ولی پلیس راه بابل یا ساری مانع از ادامه حرکت ایشان به گنبدقابوس می شود و وی مجبور به بازگشت به تهران می شود.

ولی… چه دستهایی در کار است که سرکنسول قزاقستان در گرگان آقای آیدجان آیداشوف به کمک برخی از مورد اعتمادان حکومت در منطقه دست به چنین کاری می زند بدون اینکه به ایشان تذکر داده شود که این اقدام اش خارج از عرف دیپلوماتیک می باشد.

این تلاش سرکنسول و اعوان و انصارشان نه تنها کمکی به دوستی ملتهای ایران-تورکمن-قزاق نمی کند بلکه با ایجاد داستان ساختگی استادی شاه قربت/غربت بعنوان استاد مختومقلی می خواهند سایه بر سر شخصیت شاعر ملی مان بیاندازند که تلاش شان آب در هاون کوبیدن می باشد.

 

مرکز مطالعات تورکمن-سرکنسول جمهوری قزاقستان در گرگان آیدجان آیداشف کشف ادبی بزرگی کردندکه بناگهان یکی از مریدان مختومقلی شاعر ملی تورکمنها که در روایات شفاهی با لقب شاه قربت/غربت آمده است— اسم حقیقی وی مجهول می باشد- را جزو مشاهیر ادبی ملت قزاق معرفی می کنند. آقای سرکنسول به این هم بسنده نکرده، بدون درنظر گرفتن احساسات ملی تورکمنها و به منظور جریجه کردن آن و نیز تلاش به منظور افکندن سایه بر سر شخصیت عارف و فیلسوف تورکمن، مختومقلی، این شخص مجهول الهویه را استاد مختومقلی می نامند. که این تلاش ایشان البته کوبیدن آب در هاون است چرا که تاکنون که 288 مین سالگرد این شخصیت جشن گرفته می شود، هیچ جریان سیاسی و فرهنگی نتوانسته است کوچکترین خدشه ای به یاد و خاطره وی وارد کند. چرا که مختومقلی زبان گویای ملت تورکمن و وحدت دهنده اندیشه های آنان می باشد.

سارلی(راست) در رکاب سرکنسول قزاق (وسط) و ولی محمد خوجه(پشت سر)

برای افکندن سایه بر سر شخصیت مختومقلی در راهند

آقای سرکنسول با کمک افرادی چون ارازمحمد سارلی و ولی محمد خوجه برای فرد مجهول الهویه که حتی اسم حقیقی اش را هم نمی دانند و فقط با لقب شاه غربت در روایات آمده است ادعای خویش را به منظور ثبت فرهنگی در ایران طی نامۀ درخواستی به دفتر نمایندگی امور خارجه گرگان ارسال می کند و مدعی «تدفین شاه غربت و دخترش در حوالی آرامگاه مختوم‌قلی فراغی خبر می‌دهد. این نامه همراه با درخواست ثبت این اثر معنوی به عنوان میراث مشترک ایران، ترکمنستان و قزاقستان از سوی وزارت امور خارجه به اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلستان ارسال شد.» (همشهری- انلاین. مقاله “ شاه غربت؛ میراث دوستی ایران، ترکمنستان و قزاقستان”)

تدفین شاه غربت در کنار آرامگاه آزادی و مختومقلی توسط خانواده نبیره های شاعر تصدیق شده است. قلیچ ایشان، آنه قربان آخون و سپس آتا ایشان این مسئله را تأئید کردند ولی چیزی در مورد دختر ایشان بیان نکردند. حالا این آقای سرکنسول و اعوان انصارش به این تصور که همسر دوم آزادی از قزاق هاست، پس بطور اتوماتیک شاه قربت/غربت هم باید قزاق باشد و البته که باید این شخص عالم و مدرس در خیوه و در نهایت استاد مختومقلی از آب در بیاید.

«در بخش‌هایی از این نامه زندگی شاه غربت و دخترش این‌طور آورده شده است: “شاه غربت یکی از علمای بزرگ قزاق و استاد مختوم‌قلی فراغی است که مقبره‌اش در مجاورت آرامگاه مختوم‌قلی قرار دارد. شاه غربت که یکی از علمای بزرگ اسلام بوده در مدرسه خود شاگردان زیادی را تربیت کرده که یکی از آنها مختوم‌قلی فراغی است.” بر اساس آنچه در این نامه آمده است، مختوم‌قلی در ۲ سالگی مادرش را از دست می‌دهد و او زیر نظر دختر شاه غربت که با پدرش ازدواج کرده بود، بزرگ می‌شود. بعد از پایان دوره ابتدایی، شاه غربت مختوم را برای ادامه تحصیل به خیوه می‌فرستد و تمام هزینه‌های تحصیل او را پرداخت می‌کند. (همشهری)

این ادعای سرکنسول قزاقستان در گرگان و تقاضای ایشان توسط میراث فرهنگی استان گلستان به منظور عملی ساختن این تقاضا به بحث گذاشته شده برای مستندسازی احتیاج به ارائه ادله می شود که بنا بگفته مسئول این دفتر مدعیان نتوانستند هیچ دلیلی برای تقاضایشان ارائه بدهند.

« مقداد موسوی مسئول دفتر ثبت آثار اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان می‌گوید: بازدیدهای میدانی از محل انجام شده است. ما در خواست کردیم تا مستندات تاریخی از آنچه مطرح شده را در اختیار ما بگذارند. متاسفانه بنایی که به عنوان آرامگاه این ۲ شخصیت [شاه قربت و دخترش] وجود دارد بنایی تازه‌ساز است و دارای ارزش‌های ویژه معماری نیست تا بتوان آن را به عنوان بنایی شاخص ثبت کرد، اما آنچه باید به ثبت ملی برسد شخصیت شاه غربت به عنوان یک میراث معنوی است. سرکنسول قزاقستان فردی را به عنوان مطلع و دارنده مستندات به ما معرفی کرده که متاسفانه پس از نخستین نشست هنوز مستندی به ما ارائه نداده است. وی می‌گوید: البته بخشی از مستندها را می‌توان در داستان‌های شفاهی قزاق‌های منطقه پیدا کرد.»

پس تا اینجا معلوم شد که هیچ سندیتی در مورد قزاق بودن و یا یکی از علمای بزرگ قزاق و اسلام بودن شاه قربت/غربت ارائه نشده است.

سرکنسول مدعی می شود که «شاه غربت که یکی از علمای بزرگ اسلام بوده در مدرسه خود شاگردان زیادی را تربیت کرده که یکی از آنها مختومقلی می باشد.

سئوال:

  • چرا از این عالم بزرگ قزاق و اسلام حتی یک سطر نوشته بجا نمانده است؟
  • چرا در آثار ادبی قزاقستان و یا در کتب درسی نامی از این شخصیت برده نمی شود؟
  • مدرسۀ ایشان در کجا قرار داشت؟
  • آیا مختومقلی آنقدر نمک نشناس بود که در هیچیک از ابیاتش اسمی از استادش نبرده باشد. در صورتیکه با صلابت می گوید: “علم اؤردن استاد قبلام پدردیر”
  • چرا در آثار مختومقلی شناسان برجستۀ تورکمنستان؛ پروفسور مأتی کؤسأیف، بای محمد قاررئیف، احمد گورگنلی و… نام و نشانی از شاه قربت/غربت بعنوان استاد مختومقلی نیامده است؟
  • در نامۀ سرکنسول آمده است: “شاه غربت، مختومقلی را برای ادامه تحصیل به خیوه می‌فرستد و تمام هزینه‌های تحصیل او را پرداخت می‌کند” بنابه این ادعا باید گفت که شاه قربت/غربت باید در گرکز تورکمن صحرا باشد و از اینجا مختومقلی را برای ادامه تحصیل به خیوه می فرستد. در صورتیکه در بالا ادعا شده بود که شاه قربت/غربت خود دارای مدرسه ای بوده و شاگردان را تربیت می کرد. در این نامه کذائی سرکنسول گویا ما تورکمنها به قزاق ها بخاطر پرداخت شهریه تحصیل مختومقلی بدهکار هم شدیم!!

همسر دوم آزادی از ملت قزاق نبوده از تورکمن تیرۀ قزاق می باشد

یکی از اشتباهاتی که در مورد همسر دوم دولت مأمت آزادی رخ داده منسوب کردن همسر وی به ملت قزاق می باشد. اسم همسر اول آزادی بنام اورازگل ثبت شده است ولی متاسفانه نامی از همسر دوم وی بیان نشده است. تیرۀ قزاق در بین تورکمن های یموت و دیگر طوایف هنوز هم هست. اسامی افراد هم هست مثلا باخشی معروف تورکمن ها “قزاق پانگ” و یا قزاق لی و یا قزاق بای… اینها اسامی افراد می باشند. اتنوگراف عالم سلطانشاه آتانیازوف در کتاب “اتنونیم” های خود در مورد تیره قزاق این چنین بیان می کند:

« غازاق – ( Gazaq)- تیره ای از طوايف أنؤولی، أرساری، بایات، يمره لی، سارئق، تکه (ماری) و خاتاپ، بعضی از آنها با قزاقها مربوطند و مابقی با آنتروپواتنونيم ها. بطور مثال، تيره غازاق در تركيب طایفه يمره لی، خلف اوغورلی غازاق است که در قرن ۱۸ میلادی از آخال به واحه داش حاوض نقل مکان نمود. (آننا نپسف، ۱۹۷۲، ص56). ناوشیروانف، اتنوئيم غازاق را به فعل غاچماق به معنای “فرار کردن، (یعنی فرار کننده، کوچ کننده)” نسبت میدهد. بنا به نظر او، اتنونیم کازاک هم برآمده از فعل مزبور است. ناوشیروانف، ص ۸۲).

یکی از فعالین ادبی تورکمنصحرا در رابطه همسر دوم آزادی و مسئلۀ قزاق بودن یا نبودن وی از دؤرتقلی بای صأحتوف (ادیتور ژورنال قاراقوم- آشغابات) جویا می شود. بای صأحتوف نیز اثر تحقیقی محققی بنام “آمان شیخ نپس اوف” را یادآور می شود. که در آن اثر شیخ نپس اوف به نقل از آشورمأمت حاص مأمت اوف اهل گرکز تورکمنستان که عمرش را درباره تحقیق از زندگی مختومقلی صرف کرده این چنین خبر می دهد:

« در بین طایفه يمر لی تیره ای هست بنام غازاق که یکی از سرداران بزرگ نادر شاه افشار بنام “اوغورلی غازاق” هم از همین تیره میباشند. این تیره از تورکمنهای یمره لی در نزدیکی روستای گرکز ساکن بوده اند. هم اینک هم بازماندگان این تیره در جمهوری آذربایجان سکنی دارند. در حدود سالهای 1930 یک هیأتی برای تحقیق در مورد مختومقلی فراغی و دولت محمد آزادی به منطقه غاررئ غالا و گرکز رفته بوده اند. یکی از اهالی مسن غارری غالا در مورد همسر دوم دولت محمد آزادی اظهار میکند که: وی از همین غازاق ها [منظور تیره قزاق یمره لی ساکن در گرکز] بوده است. که آن محقق در نوشته های خود به اشتباه بجای اینکه تیره غازاق از طایفه يمره لى توركمن را قید کند فکر میکند که منظور آن شخص ملت قزاق بوده. لذا طبق آن تحقیقات میدانی همسر دوم دولت محمد به هیچ وجه قزاق نبوده بلکه کاملا تورکمن و از طایفه بزرگ يمره لى میباشد. لازم به ذکر است که بنابگفته آقای شیخ نپسوف نوادگان یاری و چاقی [فرزندان آن زن قزاق یمره لی] هم اینک در آشغابات زندگی میکنند.»

پس تا اینجا مسئلۀ تورکمن بودن همسر دوم آزادی بوضوح بیان می شود. حالا چه دستهایی در کار است که وی را قزاق  قزاقستان معرفی کنند تا بهمراه شخص مجهول الهویه ای ملقب به شاه قربت/غربت، آنهم قزاق، بر سر شخصیت مختومقلی فرود آوردند و جمهوری اسلامی آن به چنین امری دست حمایت باز کند و باقی قضایا…

این کار سرکنسول خارج از عرف دیپلوماتیک است

در بحبوحه جنگ جهانی دوم و همزمان با اشغال شمال ایران توسط ارتش سرخ شوروی، دیپلومات تورکمنی بنام قلیچ قلی یف در گرگان بعنوان کنسول شوروی فعالیت می کرد. قلیچ قلی یف که خود نویسنده و رمان نویس برجسته ای بود در تورکمن صحرا با آتا ایشان ملاقات و با کمک وی اولین بار موفق به زیات مزار مختومقلی و آزادی می شود. سپس آقای قلی یف می خواست بنایی بر سر آرامگاه این عزیزان بنا کند و برای اینکار فرماندار گرگان، استاندار مازندران را در ساری ملاقات می کند ولی آنها اجازه تهران را شرط می گذارند و بالاخره این تلاش با شکست روبرو می شود. شهربانی گرگان و گنبد حتی پادگان گنبد قلی یف را بخاطر این فعالیت های فرهنگی اش تحت تعقیب قرار می دهند و مزاحمت برای وی ایجاد می کنند. اسناد زیر نمونه هایی از تحت تعقیب قرار گرفتن قلیچ قلی یف را نشان می دهد.

 

 

نمونۀ دوم: در حدود 5-4 سال پیش فعالین انجمن میراث که متولی برگزاری جشن های سالانه مختومقلی نیز می باشند با اجازه اداره ارشاد گنبد از سفیر تورکمنستان در تهران- احمد قوربانف دعوت بعمل می آورند که در مراسم و جشن شاعر شرکت کند ولی پلیس راه بابل یا ساری مانع از ادامه حرکت ایشان به گنبدقابوس می شود و وی مجبور به بازگشت به تهران می شود.

سفیر تورکمنستان در ایران؛ احمد قوربانف

ولی… چه دستهایی در کار است که سرکنسول قزاقستان در گرگان آقای آیدجان آیداشوف به کمک برخی از مورد اعتمادان حکومت در منطقه دست به چنین کاری می زند بدون اینکه به ایشان تذکر داده شود که این اقدام اش خارج از عرف دیپلوماتیک می باشد.

به نظر ما بی تفاوتی رئیس جمهور تورکمنستان، بردی محمدوف نسبت به مفاخر ملی مان و تنها اندیشیدن به بزرگنمائی کیش شخصیت خویش (آرقاداغ) باعث گسترش و میدان یابی چنین توهماتی علیه شاعر ملی مان می شود.

این تلاش سرکنسول و اعوان و انصارشان نه تنها کمکی به دوستی ملتهای ایران-تورکمن-قزاق نمی کند بلکه با ایجاد داستان ساختگی استادی شاه قربت/غربت بعنوان استاد مختومقلی می خواهند سایه بر سر شخصیت شاعر ملی مان بیاندازند که تلاش شان آب در هاون کوبیدن می باشد.

در نهایت! من سرکنسول قزاقستان در گرگان آقای آیداشوف و اعوان انصارشان را توسط ویدئو کنفرانسی به مناظره دعوت می کنم.

یادآوری می شود که ترجمه روسی این یادداشت به سفارت جمهوری قزاقستان و تورکمنستان در تهران نیز ارسال شده است.

سخنم را با قطعه شعری از شاعر معاصرمان کریم قورباننپسوفدر خطاب به سرکنسول به پایان می رسانم:

«اؤز سچـن كأرين اونگارسا هركيم،

يآرپى ينگلدرميش دونيأنينگ يوكین.

يكجه هونأره  يؤره تسنگ حؤكوم-

ايلينگه برگيدار بولماشينگ بسدير.»

با احترام

آرنه گلی

مدیر مرکز مطالعات تورکمن

سوئد. ششم ژوئن 2021 برابر با 15 خرداد 1400

برچسب ها

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن